تعداد بازدید : 510869
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۶/۲
تاریخ آخرین پست : ۱۳۹۸/۶/۲۶
کاربران آنلاین : 0
۱۳۹۸/۱/۱۰ ۱۵:۵۶:۲۶
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۲۱:۳۱:۴۸
۱۳۹۸/۱/۱۰ ۱۸:۴۵:۲۶
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۸ ۰۰:۳۱:۱۱
(ویرایش)

روشا جان درکت میکنم . میدونم چی میگی. من قبل بچه دار شدن اصلا شیر داشتن نداشتن واسم خنده دار بود همکارم میگفت فامیل شوهرم اینجوری گفتن گفتن شیر نداری و ... و ...من فک میکردم همچین چیزایی اصلا واسه من پیش نمیاد اونقد که خنده داره تو فامیل خودمم اصلا ندیده بودم مادر بزرگ مادریم به عروساش بگه. فک میکردم فامیلای شوهر همکارم چون مال یه دهات هستن اینقد بی کلاسن کلی بهش میگفتم واقعا واسه چی به این موضوع اهمیت دادی. ولی دقیقا این موضوع بعد زایمانم تا دو سه ماه هم از طرف شوهرم هم خونوادش و فامیلش عذابم داد جوری که گفتم بهت وقتی اون خاله هاش اومدن خونمون و وسطای مهمونی رفتم تو اتاق جای بچه رو عوض کنم یکیشون خیلی پررو برگشت با یه لحن داد و بدی به من گفت شیرش بده دیگه پسر منم شیر خشکی بود و بزور سینه میگرفت مادرشوهرم به جفت بچه هاش شیر خشک داده بود ولی اونم اظهار نظر میکرد واسه من.منم افسردگی داشتم یدفعه گفتم همتون ریختین تو سر من میگین شیرش بده. آخه یدفعه ریختن تو سرم تو اتاق که رو تختم نشسته بودم جای بچه رو عوض میکردم . کلا هم شوهر من خواهر و ...نداره یه برادر مجرد داره . اینا همشون زندایی و خاله هاش بودن آدم زورش میاد فامیل دو پا اونورترشم اینقد طلبکارن حالا این یه نمونه اش بود اونقد رفتارهای بی ادبانه دارن که نگو. مامانشم که بعد اون ماجراها یادته وقتی تلفنی باهاش حرف زدم چه حرفایی تو تلفن به من و مامانم گفت دیگه بعد اون کلا رابطمون قطع شد خودمم تو تلفن گفتم پس من هم دیگه نمیام و ...قبل این حرف خیلی باهاش محترمانه حرف زدم ولی اون دیگه همه چیو خراب کرد و خیلی بد حرف زد هم با خودم هم مامانم.الان واقعا راضیم که باهاشون رفت و آمدی نداریم گهگاهی پسرم رو میدم شوهرم میبره 1 ساعت میبیننش گرچه پسرمم اونقد شیطونه که رفتنش براشون فقط درد سر داره هههههههه دیگه فک نمیکنم مثه اون اوایل دنیا اومدنش هوس کنن تو گوش شوهرم بخونن به شوهرم بگن بیارش و ... و ...

شوهرمم با این شرایط کنار اومده خودشم میدید با اون حرفا و اختلافات دیگه نمیشد رو در رو بشیم. گرچه بنظرم یه ارتباط سالم واقعا خوبه بین عروس و خونواده شوهر. اما خوب چه میشه کرد گاهی واقعا نمیشه ادامه داد همش میخواد بحث بشه هیچ طرفم کوتاه نمیاد. این مدلی مثه من هم مشکلاتی داره مسلما . نرفتن و ...همیشه عواقب خودشو داره چون از طرف خودمم مجبورم با احتیاط باشم شوهر من از اول عروسی هم کلا زیاد دوست نداشت تو فامیلام بیاد با اینکه من میرفتم الان که خوب بهونه هم داره .گرچه روابط فامیلی ما هم محدود به عید و خونه پدربزرگم شده و اغلب فامیلامون میرن سفر و ...مهمونی کمه کلا. اگه تونستی بدون شکستن خودت اوضاع رو بهتر کنی که عالیه اما در غیر این صورت حتماااا با شوهرت صحبت کن هر چی تو دلته واضح بگو نذار اذیت بشی و چن سال دیگه اونم بگه نگفتی و ...بگو تا متوجه بشه و یه کاری کنه . در عین حال تو خونه خودت فضای گرمی ایجاد کن که شوهرتم بیشتر جذب بشه. مهمونی هم به شوهرت بگو همه چیز دو طرفه هست اگه رفتار خوب ببینم اونا هم هدیه بدن بیان احترام بزارن و ...مسلما دعوتشون میکنم اما اینجوری نه واقعا نمیشه. اگه دیدی گیر میده بچه کوچیک رو بهونه کن بگو فک نمیکنم اونا با این بچه کوچیک و این همه درگیری من الان توقع مهمونی داشته باشن مگه کسی بهت گفته باید مهمونشون کنیم چون حتما خودتم درگیری منو میبینی مگه اینکه دیگران اصرار داشته باشن خودشونو دعوت کنن خونه ما. الان واجب ترین مسئله بچه ست. 

راستشو بخوای من با اینکه آدم همیشه سر به زیر و حرف گوش کن باشه و هر چی خونواده شوهر میگن کوتا بیاد مخالفم . بنظرم وقتی واضح به آدم بی احترامی میشه باید عکس العمل منطقی نشون داد. اما این نظر من هست بازم بسته به شرایط زندگی هر کسی فرق داره. 

خدایا شکررررررررت
۱۳۹۸/۱/۱۲ ۰۳:۵۱:۱۸
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۸ ۰۰:۳۱:۱۱
(ویرایش)

سلام دوستان

مثل اینکه خیلی اینجا خلوته فعلا.فردا شهادت امام کاظم (ع) هست که باب الحوائج هستن. انشاالله حوائج هممون با خیر براورده بشه و همه خوش و شاد باشین.

من که از دیروز زیاد اوضاع خوبی ندارم. هم روحی هم جسمی

چکامه جان نمیدونم خبر داری از اینجا و اینجارو میخونی یا نه ولی به یادتم. .انشاالله سال خوبی داشته باشی و هر جا هستی  اوضاع به خیر و خوبی برات پیش بره.

روشا جان بهتری؟ امیدوارم حالت بهتر شده باشه و شاد باشی. زیاد هم خودتو اذیت نکن چون کلا مردها هیچ وقت اونطور که باید زنشونو درک نمیکنن و اغلب همشون هم بچه ننه هستن ههههههه حالا بعضیاشون ساده ترن بیشتر بروز میدن بعضیاشون مکار و حیله گرن و بروزشون کمتره ولی پشت سر با ننه هاشون برنامه ریزی های مخرب رو دارن هههههه. یه دلیل دیگه هم افرادی مثه من و شما بیشتر حساس میشیم اینه که چون بچه کوچیک داریم یا مثه من دوباره بارداریم محدود به خونه میشیم و نمیتونیم برا خودمون مثه زنهای دیگه ول بگردیم خخخخخ همش باید بیشترین وقت رو برای بچه و خونه بزاریم .ممکنه اونایی که بچه ندارن بگن نه و من بعدا بچه دار بشم ال میکنم بل میکنم وقتم رو برا خودم میزارم ولی اینطوری نیست همه با بچه کوچیک شرایطشون شبیه ماها میشه. مخصوصا اونایی که خونشون مثه من از مادرشونم دوره. 

یه چیز دیگه ببین همه زنها یجوری دارن شوهرشونو بچه بازی هاشو تحمل میکنن. واقعیت اینه. من تموم این 7 سال دنبال این بودم شوهرم بفهمه درک کنه حق هم با من بودا ولی هیچوقت درک نکرد از خودمم زیادی کار  میکشیدم اما الان اصلا مثه قبل اونکارارو نمیکنم خیلی از چیزارو میذارم به عهده خودش و توقعاتمم در حد بالاش میگم تا لااقل همین حد معمولشو برام انجام بده. چون تو زندگی خودم به این نتیجه رسیدم اون همه زحمت که میکشیدم تو 4 سال اول زندگیمون که همه چیز باب میلش باشه به اون صورت که باید تو دیدش نبوده پس بهتره یکم کنار بکشم تا بیشتر دیده بشه. حالا این تجربه من هستش . گاهی برای خودت تست کن. مثلا یه روشی رو انجام بده بعد ببین نتیجه اش چیه . اینم روش بدی نیست. 

 

خدایا شکررررررررت
۱۳۹۸/۱/۱۲ ۱۱:۳۸:۴۱
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)

سلااااام صبحتون بخیر 

ارکیده جون و شهین جون مرسی که هستین ، با حرفهاتون کمی آرومتر شدم . خدا خیرتون بده .

درست میگی شهین جون من  زودرنج هستم . 

اگه یادت باشه که دعوای ما به خاطر چی بود ، همه ی خانواده شوهر و فامیلهاشون تعجب کردن که من باردار شدم ، چون گفته بودن که اینها با هم رابطه ندارن ، جاریها زورشون گرفته . 

واقعا باید راحت تر با این قضیه کنار بیام . 

انشالله تا سال دیگه یه نی نی تو دلت داشته باشی یا تو بغلت باشه الهی آمین 🙏🙏 

 

ارکیده جون انشالله تا پایان بارداریت حال جمسی و روحیت خوب خوب باشه . چون باردار هستی هورمونهات به هم ریخته و طبیعیه . به خصوص که یه پسر گل و شیطون هم داری و باید به اون هم برسی . مرسی که برام دعا میکنی . 

همسر من برادر زیاد داره ، 5 تا برادر داره و دو تا خواهر . خانواده شلوغ اصلا خوب نیست اصلا .

ارکیده جون سعی کن هر روز بادام درختی و مویز بخوری خیلی خوبه . کتاب ریحانه بهشتی هم خلی خوبه . 

 

خیلی دوستون دارم 🌹🌹😘😘

 

 

 

 

خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۱/۱۳ ۰۰:۵۹:۵۸
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۲۱:۳۱:۴۸
(ویرایش)

روشا جون خداروشکر که حالت بهتر شد . باور کن همه ما وقتی تو مشکل هستیم فکر میکنیم مشکل ما بزرگترین مشکله ولی با همفکری وتوکل حل میشه فقط خوشبحال کسی هست که صبور باشه . 

حرفهای ارکیده جون هم درسته بستگی به شخصیت خودت داره عزیزم ؛ ولی بعضی وقتها باید کوتاه آمد و آروم آروم مرد رو رام کرد . 

منم خیلی مشکل دارم تو ظاهر همه چیز زندگیم از بیرون عالیه ولی همین شوهرم یکدفعه سر یک مسئله کوچیک دعوا وفحش وداد وبی داد راه میندازه . آنقدر که میگم ول کنم برم خونه پدرم . همین دیروز سر اینکه چند تا ساک کوچیک برداشتم دعوا راه انداخت واشکمو در آورد . 

ممنونم از دعای خوبت عزیزم .

یارب
۱۳۹۸/۱/۱۴ ۱۰:۴۶:۲۶
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۵/۱۸ ۱۱:۵۱:۴۷
(ویرایش)

سلام دوستان 

من امروز رفتم تویه چهل هفته و دو روز،ولی نه درد دارم نه هیچی😢😢چن روز پیش فقط دهانه رحمم یک سانت تویه معاینه باز بود فقط همین،خیلی میترسم توروخدل بگین تا چن روز من وقن دارم،اخه دکترا هرکسی یک چیزی میگه من موندم

۱۳۹۸/۱/۱۴ ۱۰:۴۶:۳۹
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۵/۱۸ ۱۱:۵۱:۴۷
(ویرایش)

سلام دوستان 

من امروز رفتم تویه چهل هفته و دو روز،ولی نه درد دارم نه هیچی😢😢چن روز پیش فقط دهانه رحمم یک سانت تویه معاینه باز بود فقط همین،خیلی میترسم توروخدل بگین تا چن روز من وقن دارم،اخه دکترا هرکسی یک چیزی میگه من موندم

۱۳۹۸/۱/۱۴ ۱۰:۴۶:۵۷
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۵/۱۸ ۱۱:۵۱:۴۷
(ویرایش)

سلام دوستان 

من امروز رفتم تویه چهل هفته و دو روز،ولی نه درد دارم نه هیچی😢😢چن روز پیش فقط دهانه رحمم یک سانت تویه معاینه باز بود فقط همین،خیلی میترسم توروخدل بگین تا چن روز من وقن دارم،اخه دکترا هرکسی یک چیزی میگه من موندم

۱۳۹۸/۱/۱۴ ۱۳:۰۹:۴۴
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۱ ۱۵:۲۴:۴۰
(ویرایش)

سلام دوستان گلم

خوبید

سال نو و عید مبعث مبارک🌷🌷🌷

امیدوارم سال خوب و پر از خیر و برکتی باشه برای همه😘

من از قبل عید همش مهمون راه دور داشتم تا پریروز.اصلا فرصت سر خاروندن هم نداشتم😑

روشا جان من دکتر نرفتم فقط دکتر برای شوهرم آز اسپرم نوشت که یک ماه پیش داد اما هنوز فرصت نکردیم بریم پیش متخصص نشون بدیم.اورولوژیست خوب سراغ داری بهم معرفی کنی؟ خودم هم چند روز دیگه میرم دکتر تا دوباره آزمایش یا واکسن های قبل بارداری رو بزنم و تحت مراقبت باشم

باراد جون چطوره ختنه ش نکردی؟ بالاخره فامیل شوهرت رو دعوت کردی؟ کارشون خیلی زشت و دور از ادب بوده اما شما احترام و شخصیت محترمانه ت رو رسوندی.بعضیا کاسه داغ تر از آش هستن همیشه!! دیگه وقتی شما تصمیم گرفتین برگردین با هم زندگی کنین و مهم تر از اون، الان پیوندتون محکم تره و بچه دارین این کارشون نهایت بچگی و حسادت هست و ارزش فکر کردن هم ندارن حتی.خودتو اذیت نکن چون نمی فهمن🙄

ارکیده خانم چطوری؟ویارت تموم شد؟چاق هم شدی؟ نی نی اذیتت نمی کنه؟ جنسیتش رو فهمیدی یا هنوز باید صبر کنی؟ ان شااله هر چی هست سالم و سلامت باشه

زیبا کجایی؟ شوهرت اومد مرخصی؟ چه خبر؟ اولین سال متاهلی تو خونه خودت چطور میگذره😉

زیبای من فکر کنم هر روز باید بری بیمارستان چک بشی اگر تا هفته ۴۲ علایم نداشته باشی سز میشی اما مطمئن نیستم چون تجربه ندارم

من تونستم
شما هم میتونین
۱۳۹۸/۱/۱۵ ۱۲:۲۰:۵۵
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)

سلام دوستهای گلم 

خوبین ؟ 

ارکیده جوون حالت چطوره بهتری عزیزم ؟

انشالله حال خودت و فندقت خوب خوب باشه 🙏🙏🌹🌹 

 

شهین جون انشالله زندگیت همیشه سرشار از عشق باشه🙏🙏🌹🌹 

دیشب خواهر شوهر و دو تا از برادر شوهرها با خانومشون اومدن عید دیدنی و کادو تولد نی نی رو بدن ، خواهر شوهر و یکی از برادرشوهرها صد تومان دادن ، یه برادر شوهر دیگه هم دویست و پنجاه داد

کادوهای خانواده خودم و فامیلهای خودم خیلی بهتر و بیشتر از این بود . وقتی بچه جاریم سه سال پیش به دنیا اومد ما کادو یه گوشوار براش خریدیم . 

 

ریزان جون حالت چطوره ؟ جات اینجا حسابی خالی بود 🌹🌹. خدا قوت بهت میگم . تعطیلات خوش گذشت ؟ باراد رو هنوز ختنه نکردیم ، انشالله هفته جدید ختنه اش میکنیم . فامیل شوهر رو دعوت نکردیم . اونها هر روز خودشون بیرون میرن ، قبل از ظهر بیرون میرن و شب میان خونه ، با اون برادر شوهر که جواب سلامم رو نداد و باهام قهر هستن با اون میرن بیرون ، جمعشون جمع هست ، به ما هم نمیگن که بیایم . البته که من هم وقتی رفتارشون اینجوریه دوست ندارم تو جمعشون باشم . شبها هم همش دور هم هستن . امروز همه دعوت یکی از برادرشوهرها هستیم ، دلم میخواد زودتری این تعطیلات تمام بشه . واقعا رفتارشون خیلی زشت بوده😤😤

دوست دارم بچه ام رو جوری تربیت کنم که وقتی بزرگ شد و ازدواج کرد ، عروسم بهم بگه مرسی که اینقدر خوب پسرت رو تربیت کردی . 

ریزان جون دکتر اورولوژیستی که تعریفش رو شنیده باشم سراغ ندارم ، اما شوهرم برای همون مورد که قبلا گفتم پیش دکتر خندان رفته ، یه دکتر دیگه هم رفت که الان حضور ذهن ندارم اون فوق تخصص بود و مطبش تو خیابون زند هست ، حالا نگاه میکنم تا آزمایشی که این دکتر براش نوشته بود رو پیدا کنم و اسم دکتر رو بهت میگم . انشالله که امسال باردار میشی و خدا بهت یه نی نی سالم میده 🙏🙏

 

 

 

خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۱/۱۵ ۱۲:۲۱:۵۳
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)
خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۱/۱۵ ۱۲:۳۰:۲۹
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)

سلام زیبا جون 

انشالله حالت خوب باشه ، عزیزم چهل هفته و دو روز یعنی شما تو هفته 41 هستی ، چهر روز دیگه وارد هفته 42 میشی ، شما باید به دکتر یا بیمارستانی که دکترت اونجا هست مراجعه کنی که از نی نی نوار قلب بگیرن که خدایی نکرده افت ضربان قلب نداشته باشه ، یا نی نی مدفوع نکرده باشه . انشالله که همه چیز خوب هست 🙏🙏 

اگه تا چهار روز دیگه زایمان نکردی فکر کنم سزارین بشی . انشالله به سلامتی فارغ میشی و تی نی خوشگلت رو تو آغوشت میگیری 🙏🙏🌹🌹 

ما رو از حال خودت و نی نی بیخبر نزار . 

التماس دعا 🙏🙏

خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۱/۱۵ ۱۳:۰۵:۱۰
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)

سلااااام زهرا جون 

حالت چطوره خوبی ؟ قلبت چطوره ؟ وامتون جور شد ؟ سام کوچولو چطوره ؟ ببوسش 😘😘 

 حسابی شیطنت میکنه؟

دلم تو فکرت بود ، خبری هم ازت نیست .انشالله که حالت خوب هست 🙏🙏 

ملیکا جون تو چطوری ؟ گل پسرت خوبه ؟ دلم برات تنگ شده . بیا بهمون یه سر بزن . پسر گلت رو ببوس 😘😘

خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۱/۱۵ ۱۳:۰۷:۵۴
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)

چکامه جان خوبی ؟ سال نو مبارک 

انشالله امسال سال خیلی خوبی برات باشه 🙏🙏 

😘😘 

دلارا خانم شما کجایی نیستی ؟ حالت خوبه ؟

خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۱/۱۵ ۲۲:۲۲:۵۷
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۲۱:۳۱:۴۸
(ویرایش)

سلام دخترها 

امیدوارم آخر تعطیلات خوبی داشته باشید . روشا جون همچنین امیدوارم برای شما هم سال خوبی باشه . بسلامتی باراد جون رو ختنه کنی نهایتا یک روز طول میکشه خیلی سخت نیست عزیزم. خداروشکر باز آمدن خونتون . امیدوارم تا سال دیگه دوستی ومحبت در کل خانوادتون ایجاد بشه . 

چکامه و زهرا و زیبا جون سال نو شما هم مبارک باشه . بیایید یک خبری از خودتون بدید دخترها . زهرا گوشی خریدی ؟

یارب
برای شرکت در گفتگو باید وارد سایت شوید.×

پاسخ سوالات بر اساس تاریخ پرسش سوال

شهریور 1398
ج ش ی د س چ پ
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031