تعداد بازدید : 510669
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۶/۲
تاریخ آخرین پست : ۱۳۹۸/۶/۲۶
کاربران آنلاین : 0
۱۳۹۸/۶/۱۵ ۰۱:۳۹:۴۶
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۱ ۱۵:۲۴:۴۰
(ویرایش)

شهین جون به مادرت نگفتی بارداری؟

خخخ تو هم شدی خارشوور من دلت میسوزه🤣🤣🤣 انگار خارشوورا خودشون پ نمیشن هیش وقت😁😁😁

نه نمیدونستم

ایشالا این یکی صحیح و سالم بدنیا میاد خدا رو چه دیدی شاید دو تا بودن🤩🤩 فکر قبلی رو نکن عمرش ب دنیا نبود اگر خدا میخواست هر طور که بود میموند

من تونستم
شما هم میتونین
۱۳۹۸/۶/۱۵ ۰۶:۲۶:۲۳
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۱۲:۵۳:۱۹
(ویرایش)

نه فعلا زوده دو ماه بشه ان شاالله قلب و آز سالم باشه به امیدخدا بعدش میگم . اگه خودش زودتر نفهمه 

آره من میشم خارسو واینا

ان شاالله عزیزم

فردا ناهار دعوتیم خونه قوم خارسو میریم جایی 

میمونه شام که شاید همسر کباب بخره 

شنبه هم هستن میخام آبگوشت بزارم 

یارب
۱۳۹۸/۶/۱۵ ۱۱:۱۴:۵۲
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۱ ۱۵:۲۴:۴۰
(ویرایش)

سلام

صبح بخیر

خوبین

ان شااله همه چی اوکی و سالمه

خوش بگذره

الان خودت زدی ب کمر درد؟😁😁

من تونستم
شما هم میتونین
۱۳۹۸/۶/۱۵ ۱۸:۰۲:۵۶
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۱۲:۵۳:۱۹
(ویرایش)

سلام عزیزم 

خوبی ؟

نه لازم نشد 😂 هر وقت خسته میشم میرم تو اتاقمون میخوابم رو تخت .

شوهرم براشون فیلم گذاشته سرگرم شدن 

یارب
۱۳۹۸/۶/۱۷ ۲۲:۳۴:۵۹
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)

سلام به همه 

خوبین ؟ 

شهین جون به سلامتی باردار هستی ؟ مهمونهات هنوز هستن یا رفتن ؟

حالت خوبه ؟ 

دلارا جون انشالله روزی خودت باشه هر وقت دوست داشتی نی نی بیاری . 

ارکیده جون بیا از خودت یه خبری بده 

حالت خوبه ؟ زایمان کردی ؟

 

خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۶/۱۸ ۱۰:۲۳:۳۳
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۱۲:۵۳:۱۹
(ویرایش)

سلام عزیزم 

آره باردارم ؛ مهمونهام رفتن. خودم رفتم مهمونی خونه مادرمشهرستان.

شماخوبی ؟ با پسرت کار میکنی ؟ حرف بزنه یا بازی رنگ 

یارب
۱۳۹۸/۶/۲۰ ۰۹:۴۹:۱۲
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)

سلام به همه 

ای جوووونم تبریک میگم عزیزم 😍😍🎈🎈🎊🎉 

من دیر متوجه شدم ، انشالله به سلامتی و دل خوش عزیز دلم ، انشالله هر دو سلامت باشین 🙏🙏😘😘 

الان چند وقتته ؟ مادرت میدونی بارداری ؟ ببین تا سه ماه اول خیلی رعایت کن ، قلب نی نی که تشکیل شد ، تا 4 ماه اول ققط خانواده ات و مادرشوهرت بدونن اینجوری بهتر هست . 

خیلی خیلی برات خوشحالم . مراقب خودت و فندق باش . 

انشالله روزی ریزان باشه و هر کسی که دوست داره این حس رو تجربه کنه 🙏🙏 

خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۶/۲۰ ۱۴:۵۰:۱۳
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۱۲:۵۳:۱۹
(ویرایش)

ممنونم عزیزم برام دعا کن فعلا که هر روز دارم هپارین میزنم وقرص تیروئید هم میخورم تازه سرماهم خوردم همش خونه مامانم افتادم . خدا همه مادرها رو سالم نگه داره .

آره تلاشم بر این هست تا میشه نگم 

یارب
۱۳۹۸/۶/۲۲ ۰۳:۱۳:۳۸
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۵ ۲۰:۴۳:۱۷
(ویرایش)

سلام دوستای گل..

از احوال پرسی همگی ممنون. من دو هفته پیش 6 شهریور زایمان کردم 38 هفته و سزارین شدم. نی نی هم خداروشکر ماشاالله ماشاالله سالمه و ناز و تا الان ماشاالله هزار ماشاالله خوابش خوبه و زیاد مثه پسرم بدقلق نیست شیرم کمه اما شیر خودم رو بهش میدم و بعنوان کمکی با تجویز دکترش شیر خشک هم میدم . با اینکه شیرم کمه وابستگی عجیبی به سینه ام داره و تا اونو نخوره نمیخوابه بر عکس پسر اولم که خیلی بدقلقی میکرد برای گرفتن سینه ام . ..اسمشم حسین گذاشتم. سزارینم خوب بود. ولی خوب دردای بعد عمل یکم اذیتم کرد. بیمارستان اتاق خصوصی گرفتم و شب شوهرم موند پیشم. 5 شب هم پسر اولیم خونه مامانم موند تا ما خونه خودمون یکم استراحت کنیم...اما کاملا حس میکردم ضعیف شدم زایمان اولم بدنم سرپاتر بود. الانم چون تنها بودم و فقط شوهرم و خودم بودیم زود بلند شدم و خداروشکر مشکل خاصی نداشتم. اما خوب شوهرم مجبور شد زیاد مرخصی بگیره.

فقط یه مشکل بزرگ اینه که پسر اولم با اینکه خییییییلی بهش توجه و محبت میکنیم و مدام هم باباش پارک و تفریح میبرتش . حتی امشب خودمم باهاشون پارک رفتم. خیلی بدقلقی میکنه. اصلا از نی نی خوشش نمیاد تا ما بغلش میکنیم میاد میزنتش . جوری که تنهایی اصلا از پسش بر نمیام میترسم یه بلایی سرش بیاره. خلاصه شوهرم دو هفته مرخصی بود و الان هم مجبور شد با سختی بازم دو هفته دیگه مرخصی بگیره. یعنی یجوریه از دستش مجبورم همش نی نی رو تو اتاق بذارم و خودمم بخاطر شیر دادن و کاراش هی برم تو اتاق . و پسرم و شوهرم با هم هستن. تا میبینتش میخواد چنگ بندازه و بزنه. خیلی هم از اونموقع لجباز شده. مدام به ما میچسبه . 5 شبی هم که خونه مامانم بود اوایل اونقد خوشحال بود حتی تو تلفن نمیومد با من حرف بزنه اما شب آخر مامانم میگفت همش گریه میکرده و عکستو تو گوشی میورده و نگا میکرده. واسه همون با اینکه اوضاعمون خوب نبود آوردمش خونه خودمون. دلم واسه خودم میسوزه ههههه اصلا از روز اول نتونستم یکم بخوابم از همون اول پاشدم. و بدو بدو خودم خیلی کارامو کردم . چون کسی نمیتونست کمک کارم باشه فقط شوهرم بود که اونم خودتون میدونین مردا مثه ما زنها وارد نیستن. برام دعا کنید پسرم با نی نی دومی کنار بیاد و اونقد نپره که بزنتش والا شوهرم میگه بعد این مرخصی مجبورم صبحا تا وقتی خودم میام از سرکار بزارمش مهد کودک ...دلم نمیاد بره مهد. و اصلااا اونقد که اذیت میکنه نمیتونم خودم هم تنهایی از جفتشون مراقبت کنم. خونه مامانم هم شرایط بیماریقبلا گفتم .

راستی شهین مبارک باشه بارداری به سلامتی. انشاالله خیر باشه. از این به بعد ویارها و ...شروع میشه. الان همش استراحت کن. راستی ما هم رسم ده روزه داریم سر پسر اولیم مامانم اومد یه هفته خونم موند و کمکم بود. اما این سری با وجود علی و بازیگوشیش ترجیح دادیم اونو ببرن خونشون چون خیلی هم به خونه مامانم علاقه داره

راستی روشا جان . من 10 روز بعد سزارین بخیه کشیدم و دکتر برام آهن و مولتی و کلسیم نوشت که تقویتی باشه ولی متاسفانه گلاب بروت ههههه با خوردن آهن یبوست شدید شدم افتضاح. قبلا هم مشکل شقاق داشتم. الان افتضاحه وضعم و فعلا آهنو نخوردم تا بهتر بشم . شما چکار کردی از کی آهن خوردی؟ سر علی دکترم تا 2 ماه بعد زایمان آهن نداد و بعدش تجویز کرد اما این دکتره زود بعد 10 روز آهن نوشت . فک کنم هنوز زوده و روده ها باید فعال بشن بعد آهن بخورم

خدایا شکررررررررت
۱۳۹۸/۶/۲۲ ۱۶:۲۶:۵۲
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۱۲:۵۳:۱۹
(ویرایش)

سلام سلام به روی ماه خودت و پسرهات 

مبارک باشه عزیزم . اوایلش طبیعی هست که بچه ها واکنش نشون بدهند. یک وسیله که خیلی دوستداره براش بخرید بگید اینو داداش آورده برات یا همزمان با خودتون بهش یاد بدید نازش کنه و اگه خیلی کار خطرناک نمیکنه حساس نشید که بدتر میشه ولی در کل با یک مشاور کودک صحبت کن احتمالا آنها راهکار بهتری داشتع باشند.

ممنونم عزیزم 

ان شاالله بقیه دخترهای گروهمون هم مامان بشن 

یارب
۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۱۱:۲۷
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)

سلام به همه 

آقا این بار سوم هست که دارم مینویسم و میپره 

اینقدر حرص داره بنویسی و بنویسی به اخرهاش که میرسی بپره 

ارکیده جون خیلی خیلی بهت تبریک میگم انشالله قدم نی نی حسین براتون پر از خیر و برکت و شادی باشه 🎈🎈🎈🎈🙏🙏 

اسمش هم خیلی قشنگه 😍 

میدونم شرایط الانت سخت هست ولی کم کم درست میشه . من فقط یک ماه قرص آهن خوردم ، قرص مولتی و ..  هم نخوردم . همین طوره که نخوردم و زیر چشمهام سیاه شده و گود افتاده . هر چی دکترت داده بخور . با اومدن بچه دوم بدن ضعیف تر میشه 

تو غذات آلو بریز بخور ، گلابی بخور تا یبوست نگیری . تا وقتی که شبر داری کار خوبی میکنی که سینه ی خودت هم در کنار شیر خشک بهش میدی 

دو تا گل پسرت رو ببوس 😘😘 

 

خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۱۳:۵۰
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۰:۲۷:۵۵
(ویرایش)

شهین جون نگران کم کاری تیروئیدت نباش ، تحت نظد دکتر غدد باش و هر ماه آزمایش بده . 

انشالله به سلامتی و دل خوش این دوران رو پشت سر میزاری . 🙏🙏

خدایا شکرت 🙏🙏
۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۱:۵۲:۵۶
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۱۲:۵۳:۱۹
(ویرایش)

سلام روشا جون 

ممنونم ازت عزیزم 

چه خبرها ؟ روزها چه میکنی خونه ؟ پسرت استعداد یادگیریش خوبه ؟ 

یارب
۱۳۹۸/۶/۲۳ ۲۱:۵۵:۳۱
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۱۲:۵۳:۱۹
(ویرایش)

دکتر زنانم گفت نظر هیت دکتر زنان امریکا با هیت دکترهای غدد فرق میکنه . گفت بنظر دکتر غددت لازم نیست برای تیروییدت قرص بخوری چون نرماله ولی از نظر دکتر زنان و بارداری باید بخوری . 

یارب
۱۳۹۸/۶/۲۴ ۰۹:۳۹:۰۹
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۶/۲۷ ۱۲:۱۰:۵۰
(ویرایش)

سلاااااااااااااااااااااااااام صبح بخییییییییییییییییییییییییییر عشقاااااااااااااlove

ارکیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییده جووووووووووووووووون قدم نورسیده مباااااااااااااااارک...خاله فدا مظلومیتش بررررررررهflowerkiss

انشالله زودی سرحال شی حسابی تقویتی بخور چون اذیت میشی سلامتی دو تا پشت هم زاییدی بدن ادم طبیعتا ضعیف میشه عزیزم.....خداروشکر که بچه ارومیه براش گلپر دود کن

سعی کن اسباب بازی چیزی بخری برای علی بگی از طرف داداششه....بگو حسین قراره بزرگ بشه باهات فوتبال بازی کنه  تو بشی داداش بزرگه الگوش بشی تو بودی اون اومده وقتی بغلش میکنی حسینو بگو مثلا ببین علی چه پسره خوبیه من ی عالمه دوسش دارم توام مثل علی باش مامانو اذیت نکن....بعد علی رو هم زیاد ببوس نازش بده بچه ها اولش حسودی میکنن چون حس میکنن جایگاهشون به خطر افتاده و کمتر بهشون توجه میشه....خوب میشه بزرگتر بشه ولی حوالست باشه اصلا تنهاشون نزار چون بچست درک نداره خدایی نکرده کار خطرناکی نکنه

خدا جفتشونو برات ببخشه و زیر سایه پدر مادر بزرگ بشن ان شاللهanim2-40

برای شرکت در گفتگو باید وارد سایت شوید.×

پاسخ سوالات بر اساس تاریخ پرسش سوال

شهریور 1398
ج ش ی د س چ پ
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031