خاطره ها

برای ارسال خاطره ابتدا وارد سایت شوید.×
۱۳۹۷/۱۲/۱۰ ۱۳:۱۶:۳۱
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۳/۳۱ ۱۱:۱۱:۵۸

سلام.خداروشکر بالاخره وقتش رسید که منم اینجا خاطرمو ثبت کنم😊

پیشاپیش از طولانی بودش عذر خواهی میکنم.🌹

من یکسال و نیم عقد بودم.و دوسال و ۵ ماهه که عروسی کردم.(یعنی مهر ۹۵)دوران عقد همسرم اصرار داشت رابطه ی کامل داشته باشیم ولی من فکر میکردم وای اگه این اتفاق بیفته چقدر از شدت درد جیغ و داد میکنم و جوی خون راه میفته و تا چندوقت نمیتونم درست راه برم یا بشینم و یوقت تو همدیگه گیر میکنیم و اصلا یوقت باردار بشم و خلاصه آبرومون بره🤣 بنابراین کلا رایشو زدم و گفتم بذار تو خونه خودمون که رفتیم.

خلاصه شب عروسی هرچه تلاش کردیم نشد فقط شوهرم با یه ضربه ناگهانی نصف بکارتمو زد و کلا دوتا قطره ی خونابه ای اومد و تموم.. شب اول موقع دخول جوری حالم بد میشد که تمام بدنم رعشه میگرفت و هیچجور نمیتونستم کنترل کنم و ناخودآگاه خودمو به بالا میکشیدم و انگار که بدنم فرار میکرد. و اشکام سرازیر میشد.زانوهام بشدت میلرزید و عرق سرد کل بدنمو میگرفت لکنت زبون میگرفتم و با چونه ی لرزون به شوهرم میگفتم من دارم سکته میکنم دست خودم نیست بذاریم واسه فردا و این فرداها همچنان گذشت تا شد ۵ ماه.این مدت خیلی تلاش کردیم با انواع لوبریکانت و لیدوکائین ولی ناموفق بود و هرشب همین حالتا واسه من پیش میومد و با قهر کارو تموم میکردیم.یه روز شوهرم تو نت سرچ کرد و گفت نکنه تو هم واژینیسموس داری گفتم چیه و شروع کرد واسم از تو سایت بخونه گفتم نه بابا فکر نکنم از من فقط ترسه.رفتم دکتر روانشناس یسری چرت و پرت گفت که هیچ فایده نداشت رفتم پیش متخصص زنان میخواست معاینه کنه که دست خودم نبود میپریدم بالا عصبانی شد و رفت و گفت پاشو لباساتو بپوش تو دیوانه ای روانی، باید عمل کنی نوبت هم زد ولی شوهرم نذاشت برم.خلاصه خودم اساسی نشستم تو نت سرچ کردم به انجمن واژینیسموس سال ۹۳ ماماسایت رسیدم تاپیکش مال ۲ سال قبل بود و بسته شده بود تمام کامنتارو تو چند روز خوندم دیدم چقدر حالتاشون مثل من بوده.یه نفرشون به اسم بارانا که خودش کاربر درمان شده ی سایت بود آدرس وبلاگشو گذاشته بود واسه توضیحات و کمک رسانی سریع رفتم و باهاش از طریق ایمیل تماس پیدا کردم و به کمکش با گوش پاککن شروع کردم روز اول رفت داخل و من ذوق زده بودم طی چند روز تا سایز ۳ سانت هم پیش رفتم ولی ازیه جایی به بعد نمیشد نمیدونستم مشکلم کجاست کلی تو ذوقم خورد و تمرینو رها کردم و گفتم اصلا من نمیتونم درمان بشم😔(مشکلم یکی بخاطر نداشتن تمرین مستمر و هر روزه بود یکی ام بخاطر لوبریکانت حاوی بی حسی که نمیدونستم)

یه ۶ ماهی گذشت و دیدم فایده نداره باید تلاش کرد رفتم پیش سکس تراپ قرار بود تو ۶ جلسه درمان بشم ولی من ۷ جلسه رفتم و همش با اپلیکاتور کرم تمرین میداد که ۳/۵ سانت بود و من هیچ پیشرفتی نمیکردم از طرفی هم شوهرم اصلا حمایت نمیکرد امیدمو همش ناامید میکرد میگفت اینجوری نمیشه تو نمیتونی و ازاین حرفا من درواقع هیچکسو نداشتم که مشکلمو بدونه و بهم دلگرمی و انگیزه بده .خسته و درمونده دوباره رها کردم و تصمیم گرفتیم بریم آی یو آی کنیم که قبل از اقدام اول مهر ۹۷ ناخودآگاه انجمن سال ۹۷ ماماسایت رو پیدا کردم و دیدم هنوزم امثال من هستند و درحال درمان اند و کلییییی ذوق کردم و اومدم مشکلمو گفتم و زود جوابمو دادند .حسابی انگیزه گرفتم از اینکه چندنفر هستند که درکم میکنن و بهم روحیه میدن. از ۱۰ مهر تو همین سایت کنار بچه ها شروع کردم به تمرین جدی از سایز ۳/۵.من نوع حاد واژینیسموس رو داشتم و درمانم خیلی طول کشید.تو این مدت یوقتایی بی انگیزه میشدم یا وقت تمرین نداشتم ولی هرجور که بود خودمو جمع و جور کردم و طی ۵ ماه رسیدم به سایز هدف و بالاخره ۷اسفند یعنی روز زن منم بانو شدم و دیگه تو پوست خودم نمیگنجیدم🤩

خداروشکر که همه کابوسام از اینکه من یه زن ناقصم یا اینکه درمان نخواهم شد و این حرفا تموم شد.

راستی برخلاف تصورات قبلم نه جوی خون راه افتاد نه توی هم گیر کردیم نه جیغ و داد کردم نه دردی داشت.اینا فقط تصوراتیه که دوران مجردی یه مشت از خدا بی خبر تو کلمون فرو میکنن و همین ترس باعث و بانی واژینیسموس ما میشه.

پس ترسو کنار بزنید و مطمئن باشید راه درمان همینه اگر بطور اصولی و بدون عجله بلکه آهسته و پیوسته تمرینارو انجام بدید خیلی زوووود نتیجه میگیرید💖

 اول از همه شکر خدای مهربونم که زود بدادم رسید و کمکم کرد.بعد از خدا از همسرم که اگرچه بهم روحیه و انگیزه زیادی واسه تمرین نمیداد ولی صبورانه شرایطمو تحمل کرد و اجازه داد درمان بشم ، همچنین از بارانای عزیز که اولین نفری بود که شد حامی من و راهو نشونم داد ،و از خانم خیابانی که باایجاد این سایت و انجمن ها لطف بزرگی به ما واژینیسموسی ها کردند ، و از دوستای گلم تو انجمن که با مهر بی دریغشون حمایت و کمکم کردند تا بالاخره من و همسرم هم به آرامش مطلق برسیم صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.

ان شالله خدا اجر کار نیک و خیرخواهانشونو به بهترین نحو بده🌹

پاسخ سوالات بر اساس تاریخ پرسش سوال

تیر 1398
ش ی د س چ پ ج
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031