خاطره ها

برای ارسال خاطره ابتدا وارد سایت شوید.×
۱۳۹۸/۱۱/۲۰ ۱۳:۴۲:۳۶
آخرین حضور: ۱۳۹۹/۴/۴ ۱۸:۴۶:۵۸

سلام دوستان .من بانوی 612 هستم .اول بگم من 6 سال از ازدواجم گذشت .من خیلی ترسو بودم 3 سال طول کشید تا خودمو راضی کنم اولین دکتر زنان برم و اونم با چه ترس و استرس زیادی که آخرش نزاشتم دکتر معاینه ام کنه..البته هر چی ژل و روان کننده و آرام بخش قوی و روانشناسای مختلف هم امتحان کرده بودم که جواب نگرفتم.

فک کنم از من ترسو تر وجود نداشته باشه..من بعد ازدواجم حتی یک بار اجازه ندادم که حتی پرده رو امتحان کنیم ببینیم میشه یا نه ...همسرم خیلی مهربون و شکیبا بود اوایل هر وقت میخواستیم امتحان کنیم تا شروع میکردیم من بدنم یخ میکرد و شروع به لرزیدن میکردم و تپش قلب و شروع میکردم به گریه کردن..حال و روزم هم که تو این سالها هم نگم که شما بهتر از من میدونین (افسردگی شدید،همیشه تو تنهایی گریه میکردم و روزی نبود که به این قضیه فکر نکنم قصه نخورم و خودم و سرزنش میکردم.به هر حال بزرگترین آرزوم تو این 6 سال این بود که منم مثله همه زنهای دیگه یه زندگی طبیعی داشته باشم.همیشه خودم رو به همسرم بدهکار میدونستم.و همیشه استرس داشتم زندگیم مخصوصا تو این جامعه که پر از زنای ...زندگیم از هم بپاشه)

شمایی که داری این متن رو میخونی احتمالا ترس از دخول داری که به این صفحه رسیدین..من بعد از 5 سال فکر میکردم ترس از درد و خون ریزی پرده دارم که این باعث شد دلم و به دریا بزنم و برم هایمنکتومی(برداشتن پرده با جراحی)ولی بعد از جراحی بعد از گذشت 2 ماه دیدم بازم همون وحشت رو دارم و باز اجازه نمیدادم.یعنی امتحان میکردیم و یه درد شدید حس کردم و همون یه بار امتحان باعث شد دوباره مثل قبل همون سکس بی دخول انجام بدیم، ا سال از عملم گذشت تا یه روز با نا امیدی تمام تو اینترنت سرچ کردم ترس از دخول ..که به صفحه خاطرات  این سایت رسیدم . چندین ساعت خاطرات خانومایی که اینجا درمان شدن رو خوندم و از خوشحالی با تک تک خاطرات اشک میرختم که چقد آدمهایی مثله من هستن که تونستن درمان شن .از همون روز شروع کردم .گفم اگه این همه تونستن چرا من نتونم..جالبه بگم من اولین دیلایی که درست کردم قطر 8 بود بعد 10 ..و باورم نمیشد که من اینقدر بدنم رو منقبض میکردم البته این رو هم بگم اولین دیلایی که وارد کردم باورم نمیشد و چند روز تو شوک و خوشحالی بودم من که حتی نمیتونستم به بدنم نگاه کنم حالا یه دیلا به قطر 8 و بعدش 10 بدون درد کشنده ای که همیشه انتظارش رو داشتم راحت وارد شد..و واقعا این همه سال و این همه استرس و افسردگی رو به جون خریدم ..

دوستان فقط باید اراده کنین از من ترسوتر وجود نداره من تونستم شما هم میتونین (فقط اراده . تمرین کگل . دیلاتور  .نفس عمیق )برید تو انجمن واژینیسموس و هر روز گزارش بدین ،خیلی تاثیر گذاره من تو 3 هفته بانو شدم و افسوس میخورم ای کاش زودتر این سایت رو میدیم، این همه استرس وشرمندگی پیش همسرم و افسردگی رو نمیکشیدم..

فقط اراده کنین که میخواین درمان شین . انشاالله هر کسی این مشکل رو داره هر چی زودتر مشکلش حل شه که واقعا روح و روان آدم درگیر میشه..

و در نهایت با تشکر از خانوم خیابانی عزیز که ندیدمشون ولی زندگیم رو مدیون ایشون هستم و دستشون رو میبوسم ..و همینطور بچه هایی که با هم گزارش میدادیم و بهم کمک کردن . . .

پاسخ سوالات بر اساس تاریخ پرسش سوال

تیر 1399
ی د س چ پ ج ش
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031
یک زن وبسایت تخصصی بهداشت و سلامت زنان و مادران