خاطره ها

برای ارسال خاطره ابتدا وارد سایت شوید.×
۱۳۹۷/۸/۳۰ ۰۵:۱۰:۰۰
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۹/۲۰ ۰۲:۲۷:۱۳

سلام به همه دوستان،

من دیروز موفق شدم که اولین رابطه کاملم رو داشته باشم. بر خودم لازم می دونم که از زحمات تمام عوامل و دست اندرکارانی که اینجا با تمام وجود برای ما وقت و انرژی می گذارندتشکر کنم. تشکر خیلی خیلی ویژه از بارانای مهربان که با صبوری و مهربانی دوست و راهنمای بسیار بسیار همراه من در این زمینه بود و بهم کمک کرد تا مشکلم رو حل کنم.

من حدود یک سال و نیم پیش عقد کردم و بدلیل بعضی مسائل مجبور بودم که تا حدود 11 ماه از همسرم دور باشم. پنج روز بعد از عقدمون با هم بودیم که تو اون زمان نتونستم و موکولش کردیم به بعد. همون موقع همسرم با یه سرچ خیلی ساده اسم مشکلم رو پیدا کرد ولی من فکر کردم چون خیلی زمانم کوتاه بوده اینجوری شدم. تو این فاصله به متخصص زنان مراجعه کردم و ایشون بهم گفتن از نظر فیزیکی مشکلی نداری، دو تا ژل و قرص دیازپام برام تجویز کردند.

باز هم تو این فاصله به روانشناس مراجعه کردم و بهم تمرینات کگل و وارسی رو پیشنهاد داد که خب بنظرم خیلی برام تاثیر داشت.

بعد از چندین ماه باز ما فرصتی پیدا کردیم که در کنار هم باشیم. دو بار اقدام کردیم اما من ناخود آگاه اجازه دخول نمی داد. رفتیم سفر، اونجا بود که از ژل استفاده کردم و طوری که اصلا متوجه نشدم پرده بکارتم کنار رفت ولی با خونریزی تقریبا زیاد. از اون روز کلا 6 شب وقت داشتیم که با هم باشیم، که من بدلیل آسیب زیادی که بدلیل نوع پرده بکارت دیده بودم امکان برقراری رابطه جنسی برام مقدور نبود.

گذشت تا شرایط در کنار هم بودن ما در زمان کوتاهی فراهم شد و بالاخره بهم رسیدیم. من همش احساس می کردم مشکلم حل شده و راحت می تونمم انجامش بدم. وای که نگم براتون وقتی رفتیم اقدام جوری خودم رو سفت کردم که بعدش تمام بدنم درد گرفته بود. دو یا سه هفته ای تلاش کردیم اما من بهیچ وجه نمی تونستم. رفتیم سراغ انگشت، که چشمتون روز بد نبینه من چه حالی می شدم و در نهایت منجر به عفونت قارچی خیلی خیلی شدید شد این کار. با وجود اینکه ما خیلی مسائل بهداشتی رو رعایت می کردیم. دکتر بهم اپلیکاتور داد ولی من چه حالی می شدم هر 7 شبی که باید وارد می کردم. با اون مشکل از جانب پزشک برای من برقراری رابطه ممنوع شد. لازمه بگم من و همسرم با هم ارتباط خیلی خیلی خوبی داشتیم و فقط دخول نداشتیم. از لحاظ تمایل و برقراری رابطه هیچ مشکلی نداشتیم.

مشکل عفونتم که حل شد، دیگه فقط با هم رابطه داشتیم و هیچ تلاشی برای اقدام نمی کردیم. یک روز صبح از خواب بیدار شدم و پیش خودم گفتم یک سرچی راجع به این کلمه داشته باشم.توی یوتیوب سرچ کردم دیدم چقدر دخترهای خارجی هم این مشکل رو دارند. ویدیو هاشون رو دیدم و متوجه شدم چقدر احساسات و عکس العملشون هنگام رابطه شبیه خودم بوده. خیلی هاشون بیشتر از 5 سال با همسرشون بودن و نتونستن اقدامی داشته باشن. بعد به ویدیویی رسیدم که انجمن درمان واژینیسموس توی انگلستان بود، خانمی شروع کرد به ارائه توضیحاتی در مورد دیلاتور. اولش که دیدمش کمی ترسیدم و چندشم شد. ولی چند بار اون ویدیو و ویدیو های مرتبط با اون برای توضیحش رو دیدم. فهمیدم که مشکل من با این دیلاتورها حل می شه. ماجرا رو با همسرم در میون گذاشتم و دیلاتور رو تهیه کردیم.

نحوه استفاده از دیلاتور رو توی متن ها و ویدیوهای انگلیسی پیدا کرده بودم اما دلم می خواست فارسیش رو هم بدونم. با یه سرچ فارسی ماماسایت رو پیدا کردم. وای انگار دنیا رو بهم دادن. اینجا هی خوندم و خوندم و روحیه گرفتم. خب خیلی می ترسیدم برای شروع تمرینها خییییلییی. هم می ترسیدم هم تصورش برام چندش آور بود. عصر روزی که دیلاتور رو تهیه کردیم برای اینکه با ترسم مقابله کنم و به همسرم نشون بدم که برای بهبود شرایط زندگیمون دارم تلاش می کنم، شروع کردم به تمرین با دیلاتور اول. وای نگم که با چه پوزیشنی. پاهام جمع، خودم رو منقبض کرده، اینقدر می ترسیدم که تمام بدنم خیس عرق شد و گوشهام می سوخت. داشتم اشک می ریختم که متوجه شدم وارد شده. نیم ساعت بی حرکت موندم. بعد شروع کردم به عقب و جلو کردن و بعد از یک ساعت تمرین دیگه ادامه ندادم. روز بعد به راحتی وارد شد و راحت عقب و جلو می شد. روز سوم رفتم دیلاتور شماره 2 و بهمین ترتیب. من هر روز تمرین می کردم. فقط روزهای قاعدگی تمرین نداشتم. سرعت پیشرفتم نسبت به باقی دوستان که خاطراتشون رو می خوندم خیلی خیلی کمتر بود. ولی من طبق قاعده و براساس راهنمائی های بارانا جان پیش می رفتم و اصلا عجله نمی کردم. همسرم هم عجله نداشت و می گفت طبق قاعده پیش برو. در طول مسیر خیلی دل شوره داشتم. تا دیلاتور یکی مونده به آخر، سر هر دیلا پیش خودم می گفتم اگر بعدی رو نتونم چی! به دیلای آخر که رسیدم و دیدم براحتی وارد شد دلم شور می زد که سر اقدام اصلی نتونم. این رو بگم که من دیلاتور رو دست همسرم ندادم و تنهائی تمرین کردم. خلاصه که کلا استرس موفق نشدن خیلی داشتم. هر روز خاطره ها رو می خوندم که روحیه بگیرم. به دیلای آخر که رسیدم و باهاش راحت شدم، دیگه از خوندن موفقیت دوستان، خوشحال می شدم،  استرس می گرفتم، که نکنه من نتونم اینچوری عمل کنم.

هفته پیش نحوه آماده شدن برای اقدام رو از بارانا جان پرسیدم. حول داشتم، بیشتر از قبل تمرین می کردم، خیلی جدی تر. تا اینکه روز موعود فرا رسید. طبق قاعده عمل کردم ولی همسرم راضی به اقدام نشد. گفت اعتماد بنفس ندارم و حوصله اعصاب خوردی هم ندارم. وای خدای من که چقدر حالم بد شد. تمام دنیا روی سرم خراب تر شد. حق داشت، بهش حق می دادم کاملا. خیلی صبوری کرده بود خیلی. منم هیچی نگفتم و قبول کردم. خیلی نا امید باز هم تمرین کردم. بارانا بهم ایمیل زد و بهش ماجرا رو گفتم. کلی بهم روحیه داد و راهنمائی کرد. منم از تمرین دست بر نداشتم. شاید بگم بیشتر تمرین کردم.

دیروز یک هفته از اون روز می گذشت، تمرینم رو که انجام دادم بدون اینکه خودم متوجه بشم، همسرم اومد و رفتیم اقدام. وای اصلا نفهمیدم چی شد، اصلا متوجه نشدم، وسطش از خوشحالی منقبض می شدم ولی هی کگل انجام می دادم و باز ادامه دادیم.

دستام می لرزید از خوشحالی. به بارانا ایمیل زدم و بهش خبر دادم. نمی تونم بهتون بگم چقدددددررر سبک شدم. چقدر حس خوبی دارم. امیدوارم و از ته دلم آرزو می کنم همه دوستان عزیزم از این مشکل بزودی خلاص بشن. از بارانای عزیز و خانم خیابانی مهربان برای راه اندازی این وبلاگ خیلی خیلی سپاسگزارم.

توی مسیر هر وقت نا امید شدین، تمرین کنین، باز هم تمرین کنین، چاره تمام حالت ها و استرس های ما فقط و فقط تمرین کردنه، تمرین که می کنی متوجه می شی مسیر بازه و بی خود استرس داشتی.

وقتتون بخیر باشه دوستای خوبم.

 

۱۳۹۷/۸/۲۷ ۱۳:۴۹:۲۶
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۹/۷ ۰۹:۱۲:۲۶

سلام به همه،

من هفته ی پیش بعد از حدود ۵ ماه موفق شدم که اولین رابطه ی کاملمو داشته باشم. اول تشکر میکنم از تمام عزیزانی که اینجا وقت میزارن و با مهربونی کمک میکنن تا مشکل افرادی مثل من حل بشه، مشکلی که در ابتدا چندان مهم به نظر نمیرسه ولی میتونه تمام جنبه های زندگی رو تحت تاثیر خودش قرار بده.

اما داستان من، ۳۰ سالمه و خرداد ۹۷ عقد کردم، چندین بار تلاش ناموفق برای دخول داشتیم که در نهایت باعث شد به پزشک زنان مراجعه کنم. ایشون تشخیص دادن که پرده من از نوع سپتوم دار هست و باید با جراحی برداشته بشه. از اونجایی که همسرم قلبا راضی به این جراحی نبود من سعی کردم که دردش رو تحمل کنم و فکر میکردم یه بار درد میکشم و تموم میشه و نمیدونستم که این تازه شروع ناراحتی های منه.

بعد از چند وقت سپتوم وسط پرده ی من توسط همسرم با درد غیر قابل توصیف پاره شد، حدود ۵-۶ روز خونریزی نسبتا زیاد داشتم و بعدش هم عفونت. دکتر زنانم گفت که پرده پاره شده و بعد از درمان عفونتت میتونی رابطه کامل داشته باشی بدون درد! بعد از اتمام دوره ی دارو برای دخول تلاش کردیم که متاسفانه به هیچ وجه امکان پذیر نبود، من به شدت خودمو منقبض میکردم و کنار میکشیدم که باعث میشد همسرم عصبی بشه. شدت این انقباض ها به حدی بود که تمام محدوده ی شکم، لگن و رون پاهام دچار گرفتگی و درد میشد. خیلی وقتا بعد از تلاش های ناموفقمون گریه میکردم و تصور اینکه یه روزی منم بتونم یه زن نرمال باشم خیلی دور از دسترس بود.

در حال سرچ کردن در مورد نوع پرده ام و یه راه حل بودم که با کلمه ی واژینسموس آشنا شدم، دیدم خیلی شبیه وضعیتیه که من دچارش هستم. از همون روز تمرینات مربوط به وارسی، تنفس و کگل رو شروع کردم. وقتی این موضوع رو با همسرم در میون گذاشتم که انقباضات من غیر ارادیه، باور نکرد و سرزنشم کرد که تو اینترنت دنبال خود درمانی نباش، ولی من کار خودمو انجام دادم. وقتی برای اولین بار خواستم یه گوش پاک کن رو وارد کنم نتونستم انگار یه چیز دردناک تو مسیر بود که مانع میشد. دوباره رفتم پیش دکتر زنانم، گفت سپتومت از یه طرف پاره شده و دچار فیبروز (مثل گوشت اضافه) شده و حالا حتی از قبل خودش بزرگتر شده و باید جراحی بشه، منم همونجا وقت عملم رو مشخص کردم. خیلی عمل ساده ای بود که تو ۱۰ دقیقه انجام شد و درد چندانی نداشت. بعد از یه هفته که برای چکاپ رفتم دکترم گفت برو برای اقدام والان برای اینکه خیالت راحت بشه یه سونوی واژینال انجام میدم که ببینی راحت میره داخل که متاسفانه با جیغ و فریاد من منتفی شد. میدونستم که مشکل من هنوز ادامه داره. مشخص بود که به خاطر درد زیادی که در زمان تلاش برای دخول تو چند ماه اخیر متحمل شده بودم بدنم مقاومت میکرد.

قبل از جراحی با دکترم در مورد واژینیسموس صحبت کرده بودم، نه تایید میکرد و نه انکار. زمانی که دید سه هفته از عمل من میگذره و من همچنان نمیتونم، با همسرم در مورد مشکلم صحبت کرد که خیلی موثر بود. از اونجایی که همسرم راضی به تمرین با دیلاتور نبود من با گوش پاک کن شروع کردم، بعد یه انگشت همسرم، دو انگشتش و نهایتا سه انگشتش و بعدش رفتیم برای اقدام. برای فردی با تایپ پرده ی من هایمنکتومی ضروری بود، چون با وجود باقیمونده ی سپتومم عملا هیچ پیشرفتی تو تمرینا نداشتم و بعد جراحی امکان درمان واژینیسموس برام فراهم شد. در زمان اقدام هم درد داشتم ولی درد قابل تحمل که با تنفس و کگل میتونستم آرومش کنم و بعد از چند دقیقه دیگه از درد خبری نبود. دو بار بعدش هم که امتحان کردیم خداروشکر خوب بودم و دردی نداشتم.

بازم ممنونم و امیدوارم که همه ی کسایی که در حال تلاش هستن موفق بشن flower

۱۳۹۷/۸/۱۹ ۱۷:۰۶:۰۶
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۹/۱۹ ۱۶:۱۷:۴۷

سلام به همه ی دوستای عزیز..امیدوارم حال همتون خوب باشه..من ی واژینیسموسی بودم که الان 2 ماهه مشکلم حل شده..تمام سعیمو کردم که عضو سایت بشم که بگم که تموم زندگیمونو نابود شده میدونستم..که فک میکردم همیشه حسرت بچه دار شدن به دلم میمونه..5 سال این مشکل رو داشتم فقط بخاطر حرفای الکی که درباره پرده بکارت شنیده بودم..من به تموم کسایی که مشکلشون حل شده واقعا تبریک میگم چون میدونم چه درد بزرگیه..و به تموم کسایی که این مشکل رو دارن میخوام بگم که من هیچوقت فک نمیکردم بتونم حلش کنم اما شد پس مطمئن مطمئن باشین که شمام میتونین..یک مشکل قابل درمان که درمانش و انجام دادنش راحت تر از چیزیه که فک کنین...پس به خودتون ایمان داشته باشین و مطمئن باشین که میتونین حلش کنین

۱۳۹۷/۸/۵ ۱۴:۰۹:۴۵
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۸/۹ ۱۰:۱۰:۲۲

سلام دوستای عزیزم

من یه واژینیسموسی بودم الان دقیقا 2ساله که بهبود پیدا کردم. قبل اینکه با این سایت آشنا بشم همه چی برام تموم شده بود یه ناامیدی مطلق. چون هیچ کس درد منو نمیفهمید حتی خودم. نمیدونستم چرا من؟ اما بعدش که فهمیدم مشکلم دقیقا چیه . شروع کردم به درمان. من حتی بدون کمک همسرم تونستم موفق بشم با همه سختی هاش. چون خواستم و ایمان داشتم خواستن از همه مشکلات قوی تر. دوست منی که شاید همین الان مشکل منو داری. خواهش میکنم ناامید نباش. اگه هزار بارم نتونستی هزارو یک بار دیگم تلاش کن بالاخره می تونی.anim2-tsimuzpzwoap1t9y3o7 فقط یه ترس کاذبه همین.ممنونم از همه کسیایی که مردونه پای افرادی مثل من وایسادن بدون چشم داشتی و کمک کردن که زندگی های ما دوباره رنگ بگیره و ازهم نپاشه. زندگی الانمو مدیون شماهام. anim2-40

۱۳۹۷/۷/۶ ۲۱:۳۵:۳۷
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۷/۶ ۲۱:۳۷:۵۸

سلام دوستان من يک سال نيم عقد بودم و الان سه ماهه عروسي کرديم هربار که براي رابطه اقدام ميکرديم نميشد و من با کلي گريه و جيغ از ادامش جلوگيري ميکردم و همسرم هيچوقت بهم فشار نياورد و هميشه پيشم بود چند باري دکتر رفتم و انواع ژل و بي حسي و قرص بهم داد که هيچ فايده اي نداشت تا کلمه واژينيسموس رو شنيدم و با اين سايت اشنا شدم واقعا خوشحالم و الان در حال کار با ديلاتورم ميخوام برام دعا کنين تا منم درمان شم و يک بانوي کامل بشمanim2-40

۱۳۹۷/۶/۳۱ ۰۰:۴۹:۴۹
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۹/۱۹ ۰۱:۱۸:۲۹

سلام من بانوی527هستم.

یکی که فکو میکرد هیچوقت درمان نمیشه و بدترین واژینیسموسی اونه.این موضوع یک سال و نه ماه طول کشید اما بالاخره خانم خیابانی فرشته نجات من شد و من درمان شدم بسادگی😍 الانم چهارماهه باردارم😍 امیدوارم خدا بهترین ها رو نصیب این فرشته نازنین کنه و همه شما واژینیسموسی های عزیز به زودی زود درمان بشید و این کوه از روی دوشتون برداشته بشه.😘😘😘 کار نشد نداره، من همونی ام که بنظرم هیچوقت درمان نمیشدم!!

۱۳۹۷/۶/۲۱ ۲۰:۲۸:۵۹
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۷/۲۴ ۲۱:۴۷:۵۰

چرا هیچکی جواب منو نمیده😓😓😓😓 از این مریضی خسته شدم دیگه من 😭😭😭😭

۱۳۹۷/۶/۲۰ ۰۰:۱۹:۲۴
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۸/۳ ۱۳:۴۱:۴۷

سلام به همه ی واژینیسموسیا، الان که دارم این متن و مینویسم گریم گرفته، من ۵ ساله که ازدواج کردم وهنوز باکرم از دخول و دردش خیلی میترسم همه کارکردم ونتیجه نگرفتم توروخدایکی که جواب گرفته کمکم کنه من‌زندگیم و دوس دارم نمیخوام از همسرم جداشم توروخداکمکم کنید 

۱۳۹۷/۶/۲۰ ۰۰:۱۶:۲۵
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۸/۳ ۱۳:۴۱:۴۷

سلام من چجوری باید واردسایت بشم راهنماییم کنید کمک میخوام 

۱۳۹۷/۶/۱۸ ۱۰:۲۳:۲۴
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۷/۲۴ ۲۱:۴۷:۵۰

سلام من چجوری باید وارد انجمن  بشم و باهاتون در ارتباط باشم؟؟؟؟؟☹

پاسخ سوالات بر اساس تاریخ پرسش سوال

آذر 1397
پ ج ش ی د س چ
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930