خاطره ها

برای ارسال خاطره ابتدا وارد سایت شوید.×
۱۳۹۴/۱۲/۱۰ ۱۵:۰۰:۰۸
آخرین حضور: ۱۳۹۵/۹/۲۵ ۱۵:۱۳:۲۸

سلام مهسا بانوی 123 هستم. یک سال و دو ماهه که ازدواج کردم .منم مثل خیلی از خانمهای دیگه همچین مشکلی داشتم  و با کمک خدای مهربون و تلاش خودم و دلگرمی ها و راهنمایی های  مریم جون و سلما جون واز همه مهمتر صبوری همسر مهربانم 8 دی ماه  سالگرد ازدواجم درمان شدم . اوایل که فهمیدم مشکلی در رابطه دارم فکر میکردم این مشکل فقط مال منه وهزاران بار غصه و حسرت که چرا توان انجام اولین ومهمترین وظیفه زناشویی رو ندارم پشت تمام خنده هام دردی بود که جز خودمو خدای خودم و همسرم کسی از اون با خبر نبود. هر روز نا امید تر از دیروز میشدم .تمام فکر و ذهنم آشوب بود . اولین بار که به دکتر خودم مراجعه کردم به همسرم پیشنهاد داد که با انگشت تمرین کنیم و گفت هیچ راهی جز این نیست من که به شدت موقع رابطه کابوس میدیدم فکر این که با انگشت بخوام تمرین کنم تمام بدنم به لرزش میفتاد چون همش این فکرم بود که چطوری از سوراخی به این کوچیکی چیزی رد میشه ولی چون راهی جز این نبود تمریناتم رو با انگشت همسرم شروع کردم که بسیار برام زجراور بود خلاصه یه ماهی با این روش پیش رفتم اما موفقیتی در کار نبود من که از خودم به کل ناامید شده بودم تمرین و کنار گذاشتم. هرروز بیشتر از دیروز دلم برای همسرم میسوخت که چرا از دستم کاری بر نمیاد9 ماه به همین منوال گذشت ودیدم داره برای همه چیز دیر میشه تصمیم گرفتم که خودم دست به کار بشم و این ترس لعنتی رو از خودم دور کنم  یه روز همسرم به من گفت  تا خودت نخوای که درمان بشی هیچکس  نمیتونه کمکی بهت بکنه پس خودت شروع کن  شروع به تمرین کردم وسط تمریناتم با این سایت اشنا شدم واز دلگرمی ها و راهنماییهای دوستان نهایت استفاده روبردم و با امید به خدا و باور به اینکه هیچ تلاشی بی نتیجه نیست تونستم موفق بشم وشرمنده صبوری همسر مهربانم نشم.امیدوارم  هیچ زنی درگیر همچین مشکلی نشه که در عین سادگی به دلیل اگاهی نداشتن از شیوه درمان  میتونه خانه برانداز باشه.پس دوستانی که همچین مشکلی رو دارید نا امید نشید  تلاش کنید وبه این باور داشته باشید که نجات زندگیتون دست خودتونهflower

۱۳۹۴/۱۲/۱۰ ۱۲:۲۳:۵۰
آخرین حضور: ۱۳۹۵/۹/۳۰ ۱۲:۱۶:۱۱

سلام مريم هستم بانوي ١٩ گروه و حدود يازده ماهه درمان شدم، توي اولين رابطه با همسرم متاسفانه درد سختي كشيدم چون واژينيسموس داشتم و نميدونستم مشكلم چيه و بعد از اون ديگه نتونستم رابطه برقرار كنم و دكتر و سكس تراپ هم نتونست كاري برام كنه تا اينكه يه روز كه نااميد بودم توي نت ماماسايت و پيدا كردم و چون تاپيك درمان واژينيسموس روز تولدم ساخته شده بود اين و به فال نيك گرفتم و تمرينم و شروع كردم و خوشبختانه بعد از ٧ ماه كه از ازدواجم ميگذشت با سه هفته تمرين در ٢٥ فروردين ٩٣ درمان شدم...

و از اون به بعد به تمام خانمهايي كه اين مشكل و دارن كمك ميكنم تا از اين بيماري در عذاب نباشند، شرح كامل من و ميتونيد توي وبلاگم بخونيد vaginismus.blogfa.com

از خانم خياباني عزيز و بارانا جان ممنونم🌹

باشد كه هيچ زوجي از اين بيماري در رنج و عذاب نباشد🙏🏻

 

۱۳۹۴/۱۲/۹ ۲۳:۱۱:۴۳
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۳/۲۰ ۰۵:۲۲:۵۰

سلام دوستان سمیرا هستم27 ساله و سال 93 ازدواج کردم.124 امین نفردرمان شده  انجمن واژینیسموس این سایت هستم.9 دی امسال به کمک دوستای گلم و همسر عزیزم درمان شدم.بعد 10 ماه نامزدی وقتی خواستیم دخول داشته باشیم متوجه این مشکل شدم بدنمو انقد سفت میکردم که دخول انجام نمیشد و درد وحشتناکی داشتم بعد رابطه هم به خاطر سفت کردن عضلاتم کل بدنم درد میگرفت.خوشبختانه یه دوست ماما دارم وقتی مشکلمو یهش گفتم گفت واژینیسموس داری تمریناتی بهم گفت که با انگشت انجام میشد ولی من فقط تونستم نصف اولین بند انگشت وسط شوهرمو تحمل کنم اونم با هزار بدبختی و درد.فروردین 94 این سایتو دیدم ولی راستش خیلی حس خوبی یه این دیلاتورا نداشتم از فکر این که یه شی خارجی رو وارد واژنم کنم وحشت داشتم.از طرفی تو خونه امکان تمرین نداشتم.بعد چند اقدام ناموفق دیگه با همسرم تصمیم گرفتیم نگه داریم برا وقتی که رفتیم خونه خودمون.مهر امسال عروسی کردیم رفتیم ماه عسل اونجا هم موفق نشدیم.1 ماه تمام هر روز میومدم میخوندم نوشته های بچه هارو که تمرین میکردن و بانو میشدن.و غصه میخوردم که چرا من نمیتونم زندگی عادی داشته باشم.بالاخره تصمیمو گرفتمو با همسرم صحبت کردم و همراهیم کرد بعد 2 ماه تمرین که مداوم نبود با همراهی همسر مهربونم که لحظه ای تنهام نذاشت وقتایی که ناامید شدم بهم امید داد.به کمک مریم وسلما جان که واقعا تمام وقتشونو در اختیار منو خانم های اینجا گذاشتن و لطفی در حقم کردند که تا عمر دارم دعاشون میکنم و کمکای خانم خیابانی و بارانا جان که باعث آشنایی من با اینجا شدند 9 دی این غولو شکست دادم .و خدارو شکر رابطه خوب و لذت بخشی با همسرم دارم.خانم هایی که درگیر این بیماری هستین راه درمان از اونی که فکر میکنین خیلی آسونتره یه یا علی بگین و شروع کنین با اصولش و با راهنمایی مریم و سلمای نازنین  عجله نکنین و هر چی میگن گوش کنین تا زودترد رمان شین انشالله.و صحبتم با آقایونی هس که این اجازه رو به همسرشون نمیدن میدونم سخته ولی همسران ما هم این مشکلاتو تحمل کردن خواهش میکنم مانع همسرتون نشین چون تنها راه درمان همینه.انشالله که موفق باشین.flower

۱۳۹۴/۱۲/۹ ۰۱:۳۵:۲۶
آخرین حضور: ۱۳۹۵/۱/۳۰ ۱۱:۰۹:۴۸

سلام، نیروانا هستم سی ساله از تهران که تا ماه پیش واژینیسموس شدید داشتم وچهار سال تموم درگیر این بیماری بودم،(چهار سال بود ازدواج کرده بودم اما هنوز باکره بودم) خیلی دکتر رفته بودم اما متاسفانه هیچ دکتری نتونست کاری برام بکنه فقط آرام بخش و ژل لیدوکایین برام تجویز میکردن که اونم هیچ فایده ای نداشت، عاشق همسرم و زندگیم هستم و اینکه نمیتونستم اولین و ساده ترین وظیفه زناشویی رو انجام بدم باعث شده بود دچار افسردگی بشم، همسرم خیلی دوستم داره و هیچ وقت بهم سخت نگرفت اما میدونستم چقدر دلش میخواست باهم رابطه کامل داشته باشیم، دلم براش میسوخت و احساس میکردم زن خوبی براش نیستم، بعد از چهار سال تصمیم گرفتم از همسرم جدا بشم، در شرف طلاق بودم که با این سایت آشنا شدم و به توصیه بچه های انجمن واژینیسموس درمانم رو شروع کردم، همسرم که مخالف طلاق بود و در پی راهی بود تا زندگیمون رو نجات بده در جریان تمرینها و روند درمان گذاشتم، خداروشکر با کمک بچه های انجمن، همکاری همسرم و پشتکار و امید در کمتر از ده روز درمان شدم و واژینیسموس رو شکست دادم. 

الان یک ماه از درمانم میگذره و تو این یک ماه شیرین ترین روزهای زندگی مشترکم رو تجربه کردم، از دوستانی که در انجمن واژینیسموس (بارانا، مریم و سلما عزیزم) که راهنماییم کردن و بهم انگیزه دادن، و از مدیریت محترم سایت خانم خیابانی واقعا ممنونم

از دوستانی که درگیر این بیماری هستن خواهش میکنم از همین امروز تمرینهاشون رو شروع کنند، مطمین باشید اینجا درمان میشید، من بانو 138 بودم یعنی 138امین نفری که درمان شده، وقت رو از دست ندید، یک زندگی جدید منتظرتونه

پاسخ سوالات بر اساس تاریخ پرسش سوال

تیر 1398
ش ی د س چ پ ج
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031