خاطره ها

برای ارسال خاطره ابتدا وارد سایت شوید.×
۱۳۹۴/۱۲/۹ ۰۱:۳۵:۲۶
آخرین حضور: ۱۳۹۵/۱/۳۰ ۱۱:۰۹:۴۸

سلام، نیروانا هستم سی ساله از تهران که تا ماه پیش واژینیسموس شدید داشتم وچهار سال تموم درگیر این بیماری بودم،(چهار سال بود ازدواج کرده بودم اما هنوز باکره بودم) خیلی دکتر رفته بودم اما متاسفانه هیچ دکتری نتونست کاری برام بکنه فقط آرام بخش و ژل لیدوکایین برام تجویز میکردن که اونم هیچ فایده ای نداشت، عاشق همسرم و زندگیم هستم و اینکه نمیتونستم اولین و ساده ترین وظیفه زناشویی رو انجام بدم باعث شده بود دچار افسردگی بشم، همسرم خیلی دوستم داره و هیچ وقت بهم سخت نگرفت اما میدونستم چقدر دلش میخواست باهم رابطه کامل داشته باشیم، دلم براش میسوخت و احساس میکردم زن خوبی براش نیستم، بعد از چهار سال تصمیم گرفتم از همسرم جدا بشم، در شرف طلاق بودم که با این سایت آشنا شدم و به توصیه بچه های انجمن واژینیسموس درمانم رو شروع کردم، همسرم که مخالف طلاق بود و در پی راهی بود تا زندگیمون رو نجات بده در جریان تمرینها و روند درمان گذاشتم، خداروشکر با کمک بچه های انجمن، همکاری همسرم و پشتکار و امید در کمتر از ده روز درمان شدم و واژینیسموس رو شکست دادم. 

الان یک ماه از درمانم میگذره و تو این یک ماه شیرین ترین روزهای زندگی مشترکم رو تجربه کردم، از دوستانی که در انجمن واژینیسموس (بارانا، مریم و سلما عزیزم) که راهنماییم کردن و بهم انگیزه دادن، و از مدیریت محترم سایت خانم خیابانی واقعا ممنونم

از دوستانی که درگیر این بیماری هستن خواهش میکنم از همین امروز تمرینهاشون رو شروع کنند، مطمین باشید اینجا درمان میشید، من بانو 138 بودم یعنی 138امین نفری که درمان شده، وقت رو از دست ندید، یک زندگی جدید منتظرتونه

پاسخ سوالات بر اساس تاریخ پرسش سوال

تیر 1399
ی د س چ پ ج ش
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031
یک زن وبسایت تخصصی بهداشت و سلامت زنان و مادران