خاطره ها

برای ارسال خاطره ابتدا وارد سایت شوید.×
۱۳۹۷/۸/۲۷ ۱۳:۴۹:۲۶
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۴/۲۵ ۱۰:۴۰:۴۰

سلام به همه،

من هفته ی پیش بعد از حدود ۵ ماه موفق شدم که اولین رابطه ی کاملمو داشته باشم. اول تشکر میکنم از تمام عزیزانی که اینجا وقت میزارن و با مهربونی کمک میکنن تا مشکل افرادی مثل من حل بشه، مشکلی که در ابتدا چندان مهم به نظر نمیرسه ولی میتونه تمام جنبه های زندگی رو تحت تاثیر خودش قرار بده.

اما داستان من، ۳۰ سالمه و خرداد ۹۷ عقد کردم، چندین بار تلاش ناموفق برای دخول داشتیم که در نهایت باعث شد به پزشک زنان مراجعه کنم. ایشون تشخیص دادن که پرده من از نوع سپتوم دار هست و باید با جراحی برداشته بشه. از اونجایی که همسرم قلبا راضی به این جراحی نبود من سعی کردم که دردش رو تحمل کنم و فکر میکردم یه بار درد میکشم و تموم میشه و نمیدونستم که این تازه شروع ناراحتی های منه.

بعد از چند وقت سپتوم وسط پرده ی من توسط همسرم با درد غیر قابل توصیف پاره شد، حدود ۵-۶ روز خونریزی نسبتا زیاد داشتم و بعدش هم عفونت. دکتر زنانم گفت که پرده پاره شده و بعد از درمان عفونتت میتونی رابطه کامل داشته باشی بدون درد! بعد از اتمام دوره ی دارو برای دخول تلاش کردیم که متاسفانه به هیچ وجه امکان پذیر نبود، من به شدت خودمو منقبض میکردم و کنار میکشیدم که باعث میشد همسرم عصبی بشه. شدت این انقباض ها به حدی بود که تمام محدوده ی شکم، لگن و رون پاهام دچار گرفتگی و درد میشد. خیلی وقتا بعد از تلاش های ناموفقمون گریه میکردم و تصور اینکه یه روزی منم بتونم یه زن نرمال باشم خیلی دور از دسترس بود.

در حال سرچ کردن در مورد نوع پرده ام و یه راه حل بودم که با کلمه ی واژینسموس آشنا شدم، دیدم خیلی شبیه وضعیتیه که من دچارش هستم. از همون روز تمرینات مربوط به وارسی، تنفس و کگل رو شروع کردم. وقتی این موضوع رو با همسرم در میون گذاشتم که انقباضات من غیر ارادیه، باور نکرد و سرزنشم کرد که تو اینترنت دنبال خود درمانی نباش، ولی من کار خودمو انجام دادم. وقتی برای اولین بار خواستم یه گوش پاک کن رو وارد کنم نتونستم انگار یه چیز دردناک تو مسیر بود که مانع میشد. دوباره رفتم پیش دکتر زنانم، گفت سپتومت از یه طرف پاره شده و دچار فیبروز (مثل گوشت اضافه) شده و حالا حتی از قبل خودش بزرگتر شده و باید جراحی بشه، منم همونجا وقت عملم رو مشخص کردم. خیلی عمل ساده ای بود که تو ۱۰ دقیقه انجام شد و درد چندانی نداشت. بعد از یه هفته که برای چکاپ رفتم دکترم گفت برو برای اقدام والان برای اینکه خیالت راحت بشه یه سونوی واژینال انجام میدم که ببینی راحت میره داخل که متاسفانه با جیغ و فریاد من منتفی شد. میدونستم که مشکل من هنوز ادامه داره. مشخص بود که به خاطر درد زیادی که در زمان تلاش برای دخول تو چند ماه اخیر متحمل شده بودم بدنم مقاومت میکرد.

قبل از جراحی با دکترم در مورد واژینیسموس صحبت کرده بودم، نه تایید میکرد و نه انکار. زمانی که دید سه هفته از عمل من میگذره و من همچنان نمیتونم، با همسرم در مورد مشکلم صحبت کرد که خیلی موثر بود. از اونجایی که همسرم راضی به تمرین با دیلاتور نبود من با گوش پاک کن شروع کردم، بعد یه انگشت همسرم، دو انگشتش و نهایتا سه انگشتش و بعدش رفتیم برای اقدام. برای فردی با تایپ پرده ی من هایمنکتومی ضروری بود، چون با وجود باقیمونده ی سپتومم عملا هیچ پیشرفتی تو تمرینا نداشتم و بعد جراحی امکان درمان واژینیسموس برام فراهم شد. در زمان اقدام هم درد داشتم ولی درد قابل تحمل که با تنفس و کگل میتونستم آرومش کنم و بعد از چند دقیقه دیگه از درد خبری نبود. دو بار بعدش هم که امتحان کردیم خداروشکر خوب بودم و دردی نداشتم.

بازم ممنونم و امیدوارم که همه ی کسایی که در حال تلاش هستن موفق بشن flower

۱۳۹۷/۸/۱۹ ۱۷:۰۶:۰۶
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۲/۹ ۱۸:۱۱:۰۷

سلام به همه ی دوستای عزیز..امیدوارم حال همتون خوب باشه..من ی واژینیسموسی بودم که الان 2 ماهه مشکلم حل شده..تمام سعیمو کردم که عضو سایت بشم که بگم که تموم زندگیمونو نابود شده میدونستم..که فک میکردم همیشه حسرت بچه دار شدن به دلم میمونه..5 سال این مشکل رو داشتم فقط بخاطر حرفای الکی که درباره پرده بکارت شنیده بودم..من به تموم کسایی که مشکلشون حل شده واقعا تبریک میگم چون میدونم چه درد بزرگیه..و به تموم کسایی که این مشکل رو دارن میخوام بگم که من هیچوقت فک نمیکردم بتونم حلش کنم اما شد پس مطمئن مطمئن باشین که شمام میتونین..یک مشکل قابل درمان که درمانش و انجام دادنش راحت تر از چیزیه که فک کنین...پس به خودتون ایمان داشته باشین و مطمئن باشین که میتونین حلش کنین

۱۳۹۷/۸/۵ ۱۴:۰۹:۴۵
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۸/۹ ۱۰:۱۰:۲۲

سلام دوستای عزیزم

من یه واژینیسموسی بودم الان دقیقا 2ساله که بهبود پیدا کردم. قبل اینکه با این سایت آشنا بشم همه چی برام تموم شده بود یه ناامیدی مطلق. چون هیچ کس درد منو نمیفهمید حتی خودم. نمیدونستم چرا من؟ اما بعدش که فهمیدم مشکلم دقیقا چیه . شروع کردم به درمان. من حتی بدون کمک همسرم تونستم موفق بشم با همه سختی هاش. چون خواستم و ایمان داشتم خواستن از همه مشکلات قوی تر. دوست منی که شاید همین الان مشکل منو داری. خواهش میکنم ناامید نباش. اگه هزار بارم نتونستی هزارو یک بار دیگم تلاش کن بالاخره می تونی.anim2-tsimuzpzwoap1t9y3o7 فقط یه ترس کاذبه همین.ممنونم از همه کسیایی که مردونه پای افرادی مثل من وایسادن بدون چشم داشتی و کمک کردن که زندگی های ما دوباره رنگ بگیره و ازهم نپاشه. زندگی الانمو مدیون شماهام. anim2-40

۱۳۹۷/۷/۶ ۲۱:۳۵:۳۷
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۷/۶ ۲۱:۳۷:۵۸

سلام دوستان من يک سال نيم عقد بودم و الان سه ماهه عروسي کرديم هربار که براي رابطه اقدام ميکرديم نميشد و من با کلي گريه و جيغ از ادامش جلوگيري ميکردم و همسرم هيچوقت بهم فشار نياورد و هميشه پيشم بود چند باري دکتر رفتم و انواع ژل و بي حسي و قرص بهم داد که هيچ فايده اي نداشت تا کلمه واژينيسموس رو شنيدم و با اين سايت اشنا شدم واقعا خوشحالم و الان در حال کار با ديلاتورم ميخوام برام دعا کنين تا منم درمان شم و يک بانوي کامل بشمanim2-40

۱۳۹۷/۶/۳۱ ۰۰:۴۹:۴۹
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۲/۶ ۱۹:۴۸:۴۱

سلام من بانوی527هستم.

یکی که فکو میکرد هیچوقت درمان نمیشه و بدترین واژینیسموسی اونه.این موضوع یک سال و نه ماه طول کشید اما بالاخره خانم خیابانی فرشته نجات من شد و من درمان شدم بسادگی😍 الانم چهارماهه باردارم😍 امیدوارم خدا بهترین ها رو نصیب این فرشته نازنین کنه و همه شما واژینیسموسی های عزیز به زودی زود درمان بشید و این کوه از روی دوشتون برداشته بشه.😘😘😘 کار نشد نداره، من همونی ام که بنظرم هیچوقت درمان نمیشدم!!

۱۳۹۷/۶/۲۱ ۲۰:۲۸:۵۹
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۷/۲۴ ۲۱:۴۷:۵۰

چرا هیچکی جواب منو نمیده😓😓😓😓 از این مریضی خسته شدم دیگه من 😭😭😭😭

۱۳۹۷/۶/۲۰ ۰۰:۱۹:۲۴
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۲/۳ ۱۸:۲۶:۴۲

سلام به همه ی واژینیسموسیا، الان که دارم این متن و مینویسم گریم گرفته، من ۵ ساله که ازدواج کردم وهنوز باکرم از دخول و دردش خیلی میترسم همه کارکردم ونتیجه نگرفتم توروخدایکی که جواب گرفته کمکم کنه من‌زندگیم و دوس دارم نمیخوام از همسرم جداشم توروخداکمکم کنید 

۱۳۹۷/۶/۱۸ ۱۰:۲۳:۲۴
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۷/۲۴ ۲۱:۴۷:۵۰

سلام من چجوری باید وارد انجمن  بشم و باهاتون در ارتباط باشم؟؟؟؟؟☹

۱۳۹۷/۶/۱۵ ۱۱:۴۸:۱۵
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۶/۱۶ ۱۴:۵۶:۲۹

سلام.من یک واژینیسمی بودم😊
من حدودا یک ساله ک ازدواج کردم.همه کارامونو گذاشته بودیم واسه شب عروسی.شب عروسی که شد از اینکه چیزی بره توو وجودم میترسیدم.اما ب خودم گفتم این کاریه ک همه کردن و توام باید انجام بدی.شوهرم ک اومد سمتم اصلا نشد ک نشد.به قول جفتمون انگار ی سد بود ک اصلا نمیشد واردش شد.اون شب بیخیال شدیم.فرداش رفتیم ماه عسل.توو اونجاهم امتحان کردیم اما واقعا ی سد بود سر راه واژنم.دیگه باورم  شده بود که من ی ایرادی دارم.خیلی ناراحت بودم و با خودم میگفتم این کار راحتترین کاره ک هر خانومی میتونه انجام بده و من نمیتونم.همش فک میکردم چرا من اینجوری شدم.همسرم هم کم و بیش اون اوایل ناراحت بود ولی مدام میگفت تو ترس از نزدیکی داری و خودتو سفت میکنی که نمیشه.و باهام راه میومد.ولی ی چیزم بگما احساس میکردم توو دلش خوشحال بود ک چه زنی دارم ترس از نزدیکی داره😂.ب نظرم این ی حسنه ما واژینیسموسی هاس.از این دید بهش نگاه کنید😂.اخه همزمان با عروسیه من یکی از اقوام هم عروسی کرد.و من شنیدم ک همسر اون خانوم فردای عروسی زنشو برده دکتر و به دکتر گفته من دیشب برای اولین بار از جلو با زنم ارتباط داشتم و من خیلی راحت تونستم این کارو انجام بدم و رفت داخل بدون هیچ درد و سوزشی از طرف خانومم.حالا دکتر دلیلش چی میتونه باشه🤔.فک کن.غیر مستقیم انگار ی کم ناراحت شده ک زنش چطور انقد راحت باهاش واسه بار اول رابطه داشته.انتظار لوس بازیای ما واژینیسموسی ها رو داشته انگار😂‌.ب هرحاااال تا یک ماه ما رابطه نداشتیم.و این تووی روابطمون تاثیر گذاشته بود.جوری که دیگه حتی واسه ی بوسه ساده هم سمت هم نمیومدیم.انگار این شکسته در رابطه جفتمونو سردتر کرده بود.و من از شوهرم حالم بدتر بود ک نمیتونستم خواسته اشو بر طرف کنم.با اینکه شوهرم هی میگفت تو ترس داری چیزی نیست.تا اینکه بعد یک ماه رفتم دکتر و دکتر گفت پرده ات خیلی ضخیمه و باید پرده اتو جراحی کنم اونوقت خیلی راحت میتونی سکس کنی.من که دیگه فکر میکردم راه حل مشکلمو پیدا کردم خیلی خوشحال این کارو با همه چندش بودنش انجام دادم ک عیب نداره بلاخره منم بانو میشم.بعده یک هفته بعد از جراحی رفتیم واسه اقدام‌.اما باورتون نمیشه اصن انگار نه انگار.دیگه کامل نا امید شدم.دیگه روم نمیشد ب دکترم زنگ بزنم و بگم مشکلم حل نشده.تا نه  ده ماه اینجوری گذشت و شوهرم گاهی بهم تیکه 

مینداخت به شوخی.ولی حتی شوخیشم منو ناراحت میکرد.توو این ده ماه همیشه ی غمی در درونم بود.هیچ مشکلی نداشتم با شوهرم.ولی از ته دل شاد نبودم.بعده ده ماه دیگه ب خودم گفتم خجالت بسه.پاشدم بدون اطلاع شوهرم رفتم پیش دکترم.ب دکترم داستانو گفتم.دکترم خیلی تعجب کرد و کلی دعوام کرد که چرا زودتر نیومدی.منو ک چک کرد بهم گفت تو واژینیسمی.اصن تاحالا همچین کلمه ای رو نشنیده بودم.گفت تو واژنت خیلی تنگه باید بری از جمهوری دیلاتور بخری.گفتم من آخه روم نمیشه برم دیلا بخرم.گفت باید همسرت بره‌‌.باتوجه ب شناختی ک از همسرم داشتم میدونستم اونم روش نمیشه.از دکترم یهو راجع بچه دارشدن پرسیدم گفتم دکتر اگه مشکلم حل نشه بچه دار هم نمیتونم بشم?دقیقا بهم گفت عزیزم دلت خوشه ها بذار ببینییم این مشکلت حل میشه.چون اگه حل نشه احتمال اینکه شوهرت طلاقت بده زیاده پس همون بهتر ک بچه دار نشی.منو میگی‌.همون موقع اشک توو چشام جمع شد‌.خ دلم شکست‌.ولی همین باعث تلاش من شد.توو راه توو مترو واژه واژینیسموس رو سرچ کردم ک با این‌ سایت آشنا شدم.دیدم زده ساخت دیلاتور.اصن انگار دلم روشن شد.دیدم خیلیا از درمانشون با این روش نوشتن.با اینکه خ خ ناامید بودم و حرف دکتر توو ذهنم بود از فرداش شروع کردم ب ساخت دیلا ها و تمرین.بدون اینکه به شوهرم هیچی بگم.میترسیدم از اینکه یهو‌ نشه و الکی اون بدبختم امیدوار کرده باشم.منی ک فک میکردم ی سد سنگی جلو واژنمه.با دیلاها تا یک ماه و نیم تمرین کردم و هی ب انجمن سر میزدمو گاهی ام‌سوال میپرسیدم.تا اینکه دیشب یهو ب شوهرم گفتم بیا امتحان کنیم.شوهرم ک توو این مدته زندگی این کلمه رو‌از من نشنیده‌بود فقط ب خاطر اینکه ب حرف من احترام‌ گذاشته‌ باشه گفت اوکی.ولی میدونست این بارم عین همیشه اس.تا اینکه در کمال ناباوری رفت داخل.خ راحت.خ راحت.واقعا راحتتر از دیلاهای آخر.شوهرم شوک شده بود.اونجا بود ک داستانو براش تعریف کردم.خ خوشحال شد‌.خودم بیشتر البته😂خ خوشحالم.دکترم اسم بیماریم رو بهم گفت و سایت ماما سایت راه درمان بیماریمو نشونم داد.واقعا از همه کسایی ک تلاش میکنن مشکلات بقیه روو توو سایت حل کنن و راهکار بهشون نشون بدن ممنونم و دعاتون میکنم.خیلی خوشحالم‌.اعتماد ب نفسم خیلی زیاد شده.خدایا شکرت.انشالله مشکل همه حل‌ شه.و مطمعن باشید این مشکلی ک ما داریم اصن اسمش مشکل نیست.فقط کاش همه زود ب خودشون بیان و برای حفظ زندگیشون تلاش کنن.

۱۳۹۷/۶/۱۳ ۰۸:۳۹:۰۷
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۴/۱۵ ۱۵:۵۷:۴۳

سلام عزیزم خوبی؟ خدا رو شکر که مشکل شما حل شده. یه آیدی دادین برای کمک. من چه جوری میتونم از شما کمک بگیرم. این آیدی کجاست؟ چه جوری پیام بدم؟

پاسخ سوالات بر اساس تاریخ پرسش سوال