خاطره ها

برای ارسال خاطره ابتدا وارد سایت شوید.×
۱۳۹۶/۱۱/۱۳ ۰۲:۲۳:۲۰
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۱/۲۹ ۱۹:۱۲:۲۹

سلام دوستان خیلی خوشحالم که اکثرا مشکلشون حل شده و منم امیدوار شدم..منم راهنمایی کنید از کجا باید شروع کنم چجوری شروع کنم.

۱۳۹۶/۱۱/۱۳ ۰۱:۱۲:۴۲
آخرین حضور: ۱۳۹۶/۱۱/۱۳ ۲۳:۰۰:۱۲

خیلی دوس دارم به زودی بانو بشم😊

۱۳۹۶/۱۱/۱۳ ۰۱:۰۹:۵۸
آخرین حضور: ۱۳۹۶/۱۱/۱۳ ۲۳:۰۰:۱۲

سلام دوستان عزیزم من امشب با این سایت آشنا شدم...واقعا امیدوار شدم که مشکلم به زودی و با کمک و راهنمایهاتون حل شه...۴ ساله ازدواج کردم راه های مختلفی رو امتحان کردم مثل دکتر اعصاب و مشاور ولی فایده ای نداشته...لطفا بهم کمک کنید و بهم امید بدید...

۱۳۹۶/۱۱/۱۲ ۱۶:۱۲:۲۱
آخرین حضور: ۱۳۹۶/۱۱/۱۲ ۱۶:۲۶:۵۵

توی محل زندگی ما رسمه دختر که عقد میکنه نباید رابطه با شوهرشو شروع کنه تا شب عروسیش.من حدود 6ماه بود که از عقدم میگذشت.مدل موی همسرم برام خیلی مهم بود ولی توجه نمیکرد،نه اینکه نخواد توجه کنه من چه مدلی دوست دارم،بخاطر داداش هاش که مسخرش میکردن موهاشو اون مدل که من دوست داشتم نمیزد.ولی در کل مرد خیلی مهربونیه.یه شب دلشو زده بود به دریا و مدلی که من دوست داشتمو زده بود.اینقدر خوشگل شده بود که دلم نمیومد یه لحظه نگاش نکنم.همسرم میل جنسی بالایی هم داشت.اون شب همینجور که داشتیم باهم حرف میزدیم کم کم کنار هم خوابیدیم و اتفاقی که نباید میوفتاد افتاد...من بانو شدم.خیلی ترسیده بودیم دوتاییمون ولی الان که فکرشو میکنم میبینم دلیلی بر این همه ترس نبود،همسر به این خوبی کم تو این دوره زمونه پیدا میشه و من باید زودتر از اینا خودمو در اختیارش میزاشتم.بیچاره تا چند وقت نگرانم بود،همش بهم زنگ میزد یا میومد پیشم و حالمو میپرسید.حالا هم عروسی کردیم و کسی نفهمید که من توی عقد بانو شده بودم☺

۱۳۹۶/۱۱/۱۱ ۱۱:۴۶:۵۴
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۴/۱ ۲۲:۲۵:۱۵

سلام من می‌خوام ماجرای ازدست دادن بکارتمو تو دوران نامزدی بگم منو نامزدم نسبت فامیلی تقریبا نزدیکی داریم و خیلی همدیگرو دوست داشتیم وقتی هم اومدن خواستگاری همه چی رسمی شد تقریبا هشت ماه باهم نامزد بدون صیغه کردیم و تواین مدت حتی دستای همدیگرو هم نگرفتیم چون خیلی خجالتی بودیم بعد اینکه مهریه مشخص کردیم و عقد کردیم دیگه خیلی رومون باز شده بود و یواش یواش روی جنسیمون هم براهم بازشده بود یه شب که طبق معمول خونه اونا داشتیم شیطونی می‌کردیم بعد دوبار ارضا همسرم نسبت به بکارت من کنجکاو شد قبل عقد رفته بودم معاینه و گفت بود که نوع پردت سپتوم دار هستش یعنی حلقوی دیواره دار و دکترگفته بود امکان داره سخت پاره بشه خلاصه اون روز گفت که می‌خوام یکم نزدیک‌تر شم ببینم درد داری یا نه اولش یکم نزدیک شد و درد شدیدی داشتم بعدش دوباره پیش نوازی و فلان و یه دفعه وارد کرد تو واژنم که خون کمی اومد وبغلم کرد و تبریک گفت بهم بعدش هم انقد خندیدیم چون واقعا الکی الکی بانو شده بودم و اصلا قصدشو نداشتیم ولی من اصلا ناراحت نیستم چون بهترین انتخاب زندگیمو کردم و مطمعنم تا پای جون هم باهم خواهیم موند انشالله خانوماییکه ازمشکل واژینیسموس رنج میبرن بزودی مشکلشون حل شهring

۱۳۹۶/۱۱/۷ ۱۸:۴۸:۳۵
آخرین حضور: ۱۳۹۷/۱/۲۹ ۲۳:۵۰:۰۴

سلام دوستان،من یه واژینیسموس هستم،سه ساله ازدواج کردم ولی موفق به نزدیکی نشدم،  تازه دوره درمان رو شروع کردم.... لطفا برام دعا کنید 

۱۳۹۶/۱۱/۶ ۲۰:۴۰:۱۵
آخرین حضور: ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ ۱۴:۰۶:۰۲

سلام به همه بانو ها و بانو هاى ايندهanim2-ad54ad

من حدودا 10 ماهه كه ازدواج كردم..توى اين 10 ماه خيلى سعى كرديم كه رابطمون كامل و راحت باشه اما هر دفعه با انقباض هاى من و گريه و ناراحتى كارمون به هيچ جا نميرسيد

خلاصه خيييييلى خسته و كلافه شده بودم..به دوستام به ادماى دور و برم كه عروسى كرده بودن حسادت ميكردم..حتى يه روز اين فكر از سرم بيرون نرفت

خيلى دكتر و اينور اونور رفتم

يكى ديازپام داد يكى كلرپوكسايد يكى ژل بى حسى خلاصه هركسي يه چيزى گفت..هيچكدومشون هم جواب نداد..فقط ترسمو بيشتر ميكرد

من قبل عروسى رفتم معاينه سلامت و دكتر نوع پردم رو حلقوى تشخيص داد..دو سه ماه بعد عروسى دوباره رفتم پيش دكتر زنان..بهم گفت بكارتت ضخيم و گوشتيه و تنها راهت عملهanim2-65d6a5d6sدنيا رو سرم خراب شد بخدا

ديگه داشتم نااميد ميشدم..خيلى روزاى بدى بود خيلى..

من اواخر اذر ماه با اين سايت اشنا شدم و از همون موقع تمرينامو شروع كردم

هيچوقت يادم نميره شبى كه اولين ديلاتور رو وارد كردم چه حااااالى داشتم رو ابرا بودم واقعاanim2-4d564ad6

من از اول دى تا اخر دى امتحان داشتم ولى انقدر انگيزه داشتم حتى موقع امتحانامم تمرينامو انجام ميدادم و خداروشكر خيلى زود پيشرفت كردم

من تا سايز 12 پيش رفتم و به پيشنهاد اوا جون يه اقدام تمرينى ميخواستم انجام بدم

چهارشنبه شب من داشتم تمرين ميكردم شوهرى هم داشت پلى استيشن بازى ميكرد نميدونم چطورى شد شيطون شديم و .... anim2-thumbsupsmileyanim

خلاصه من كه قبلش هم واژن گشايى و كگل رو انجام داده بودم كاملا اماده بود واژنم

از پوزيشن زن رو تونستم..اولش يه ذره سخت رفت داخل اما ديگه بعد تا اخر داخل شد

من كه فقط گريه ميكردم از خوشحالى شوهرمم چشماش برق ميزد خييييييلى خوشحال بوديم

بعدشم پوزيشن زن زير رو انجام داديم و در كمال ناباورى نه پاهامو سفت كردم و نه واژنم رو منقبض ميكردم..خيييييلى راحت دخول انجام شد

همينجا از اواى عزيزم كه در طول تمرينا عين يه خواهر كنارم بود تشكر ميكنم و از صميم قلبم براى خوشبختى و عاقبت بخيريش دعا ميكنمanim2-40

اميدوارم بقيه دوستام انجل و طرلان و كاربر 3 و نيكى هم به زووووووووودى بانو بشن و بيان خاطرشونو برامون بنويسن

خيلى ممنونم ببخشيد طولانى شد

مرسى وقت گذاشتين دوست جوناanim2-40

۱۳۹۶/۱۱/۱ ۲۱:۲۱:۵۰
آخرین حضور: ۱۳۹۶/۱۲/۲۶ ۱۸:۲۳:۰۳
۱۳۹۶/۱۰/۲۹ ۱۵:۲۷:۵۴
آخرین حضور: ۱۳۹۶/۱۲/۱۰ ۲۰:۳۵:۲۸

سلام دوستای گلم. من بعد از 8 ماه تونستم بانو بشم. همین دیشب.بانوی 509... انقد ذوق دارم که دوست داشتم سریع خاطره مو بنویسم شاید یه نور امیدی در دل یک دختری روشن بشه. دختری که از همه بیشتر درکش می کنم و تا دیروز منم یکی بودم مثل اون. من یک سال تو دوران عقد بودم و چون همسرم خونه مجردی داشت اکثرا پیش هم بودیم. و چون  تو شهرمون باب است از همون روز اول عقد دختر و پسر اگه بخوان می تونن شب باهم باشن. ماهم خیلی تنها بودیم اما تصمیم گرفتیم این کارونکنیم. از راه های دیگه خودمون راضی می کردیم. این نکته رو بگم که خیلی بده از راه های دیگه همو ارضا کنید و اقدام رو عقب بندازید.این اواخر وقتی  شوهر خسته می شد و ناراحتی منو میدید، می گفت من به همین رابطه و ارضا شدن راضی ام. و این خیلی بدهcry  من از اول می ترسیدم. کلا زنبور نیشم می زنه گریه می کنم. یبار سر همین نیش زنبور انقد گریه کردم که مادر شوهرم با طعنه گفت این دختره چطور می خواد بِزادoops بعد اینکه ازدواج کردیم حدود 1 ماه خونه نداشتیم و باز هم اقدام عقب افتاد تا اینکه اومدیم خونه مون و من دیگه بهونه ای نداشتم. هربار خواستیم اقدام کنیم من ترسیدم. البته اینم بگم من سر گواهی بکارت یه دلخوری کوچیکی از مادرشوهرم داشتم و همین باعث شده بود که همش استرس داشته باشم که خون میاد یا نه. شاید یکی از دلایل استرسام این بود. با اینکه دکتر گفت سالمه و خون میاد اما نیومد.. هیچی دیگه تا اینکه با این سایت آشنا شدم اولش شوهرم راضی نبود با دیلاتور تمرین کنم و دوست داشت خودش انجامش بده. با انگشت شروع کردیم. یه انگشت شد دوتا، دوتا شد سه تا. خواستیم اقدام کنیم بازم نشد. اون موقع شوهرم راضی شد که دیلاتور بسازم اما گفت خودش باید انجام بده. تو جریان این تمرینات روزایی بود که باهم قهر بودیم و نمی تونستیم تمرین کنیم یا اون خسته بود ونمیشد. اما بهد از چند هفته که تا سایز 13 پیش رفته بودیم تصمیم گرفتیم یه بار دیگه امتحان کنیم. اول با دیلاتور 13 واژن گشایی کردیم و بعد رفتیم سر اصل مطلبshysmile. سایز همسرم هم 13 و نیمه. خیلی راحتر از دیلاور بود خیلی من که اصلا باورم نمیشد رفته توش. دیلاتور همش این احساس به وجود میاره که یه جسم خارجی وارد شده ولی آلت انگار از جسم و بدن خودته. سازگاره و اذیت نمی کنه بَلاshysmile اینم از داستان بانو شدن من. فقط یه نصیحت بهتون دارم دوستام، بهونه نیارید و عقب نندازید. من هم کار می کنم هم درس می خونم هم شوهرداری. ولی وقتی شوهرم ساعت 12 شب می اومد خونه مجبورم میکرد تمرین کنیم. به هم قول داده بودیم  هر وقت معاشقه داریم تمرین کنیم وگرنه معاشقه تعطییییییییییل. نقش همسرتون خیلی مهمه. وقتی این کارو انجام دادید علاقه اش بهتون چندبرابر میشه انگار تازه طعم زندگی رو چشیده. این خوشی رو از هم دریغ نکنید. loveفقط تمرین فقط تمرینanim2-40

۱۳۹۶/۱۰/۲۴ ۲۳:۴۳:۰۶
آخرین حضور: ۱۳۹۸/۳/۲۷ ۲۳:۱۵:۴۷

ببخشید بخاطر گوشیم کلمات اشتباه و جابجا میشن نخندین فقط مرسی😂😂😂

پاسخ سوالات بر اساس تاریخ پرسش سوال

تیر 1398
ش ی د س چ پ ج
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031